داستان یک ساعت ساز معلول که دوست دارد سپاهانی بمیرد
کد خبر: ۱۰۴۵۷۵
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۲

نصف جهان: هواداران و بازیکنان فوتبال دیگر او را می شناسند هرچند شاید شهروندی که در همسایگی اش زندگی می کند او را بیشتر به واسطه شغل ساعت سازی اش بشناسند. تمام زندگی اش رنگ طلایی به خود گرفته و آرزو دارد سپاهانی بمیرد اگرچه 52 سال هواداری این تیم هم برای خودش یک عمر محسوب می شود.

دوستی که خودش شیفته فوتبال و هم محلی اش است آنقدر از او می گوید که انسان را بی تاب دیدنش می کند. برای ملاقات با علی شیرازی باید کوچه پس کوچه های خیابان وحید را گز کرد. پرسان پرسان به در پارکینگ خانه‌ای می رسیم که در و دیوار آن را زرد رنگ کرده اند؛ پارکینگی که بیشتر حکم نمایشگاه را دارد تا مغازه یا کارگاه هر چند بالای آن نوشته شده باشد: «مغازه ساعت سازی و پارچه نویسی.» مردی ریزنقش و ویلچرنشین در این پارکینگ مشغول بررسی یک ساعت است. او همانطور که سرگرم کار کردن است سر بلند می کند و با اشاره به صندلی زرد رنگ گوشه مغازه، بفرمایی می زند.

به او توضیح می دهم که خیابان به خیابان و کوچه به کوچه شهر را به دنبالش گشته ام تا داستان زندگی اش را بدانم و او که برق شوق و کنجکاوی دانستن را از همان ابتدا از چشمانم می خواند، می گوید: «هفت هشت ساله بودم کنار زمین های بازی می نشستم و بازی فوتبال بچه ها را می دیدم، آن زمان زمین چمنی وجود نداشت و برای اینکه گرد و خاک زیاد بلند نشود از من می خواستند تا قبل از شروع بازی، زمین را آب پاشی کنم.»

در نگاهش غمی وصف نشدنی موج می زند و ادامه می دهد: «بزرگ تر که شدم با وجود همه عشق و علاقه ام به فوتبال، چون وضعیت مالی خانواده ام چندان خوب نبود هر چقدر که درآمد به دست می آوردم، کمک بسیار خوبی برای پدرم به حساب می آمد، اینطور شد که هیچ وقت به یک بازیکن حرفه ای فوتبال تبدیل نشدم بعد از آن هم در اثر یک تصادف ویلچرنشین شدم، چند وقتی نمی دانستم چه کاری می توانم بکنم تا اینکه یکی از دوستان خطاط و تابلوسازم مرا با کار فعلی ام آشنا کرد و دیدم می توانم از پس آن بربیایم.»

دورتا دور مغازه پر از لباس های بازیکنان بنام و مشهور باشگاه های مختلف کشور است؛ از محرم نویدکیا و هادی عقیلی گرفته تا حاج صفی و محمود کریمی که پس از مصدومیت، از میدان بازی خداحافظی کرده و حالا آخرین لباس او با امضایش در گوشه ای از این مغازه آویزان شده است.

شیرازی با اشاره به همین یادگاری ها که با نگاه به هرکدامش می توان گوشه ای از تاریخ فوتبال ایران را در آن دید تأکید می کند: «کسانی که به دیدن من می آیند بارها گفته اند چرا این گنجینه ارزشمند را به حراج نمی گذاری اما آنها نمی دانند تمام این لباس ها یادگاری اند و دیگر جزئی از وجود من شده اند!»

ناخودآگاه چشم‌ها می دود سمت پاهایی که بی حرکت بر روی صندلی چرخدار جاخوش کرده اند و در ذهن هزار پرسش بی تکرار چرخش می زنند: «اگر این پاها توان رفتن داشتند چه ها که نمی شد؟!» اما او انگار به جای پا بال درآورده و به هرکجایی که خواسته پرواز کرده است این را قاب عکس های مغازه بهتر از هرکجای دیگر بی صدا فریاد می کنند! قاب عکس هایی از افراد نام آشنای فوتبال همچون علی دایی، امیرقلعه نویی و... که با نظم خاصی در کنار هم قرار گرفتند و او درکنار آنها با ژست های مختلف به تمامی مشکلات زندگی لبخند می زند.

شیرازی ساعتی را که به تازگی برای پسر امیر قلعه نویی ساخته در دست می گیرد و می گوید: «12 سال است که کار ساعت سازی را شروع کرده ام و هر بازیکن جدیدی که به سپاهان بیاید، یک ساعت دیواری به او هدیه می دهم. هر ساعت به طور متوسط 50 هزارتومان هزینه دارد و دو روز طول می کشد تا آماده شود اما دلخوشی من این است که با تیک تاک همین عقربه ها می توانم با بازیکنان و هواداران فوتبال ارتباط بهتری برقرار کنم. برخلاف آنچه عده ای به من می گویند تو دیوانه ای که اینقدر وقت می گذاری و هزینه می کنی تا ساعتی آماده شود و آن را هدیه کنی اعتقاد دارم که این ساعت ها زبان مشترکی برای ارتباط با همه دنیاست و به همین دلیل است که ساعت های من به همراه برخی از بازیکنان خارجی به کشورهای مختلف برده شده اند.»

حالا سن و سالی از او گذشته اما هنوز هم شور جوانی را در سر دارد، دستی به قاب عکس های خود می کشد و یادآور می شود: «در بین این عکس ها آقای گل فوتبال جهان، علی دایی را می توانید ببینید که آن روزها هنوز پا به توپ بود و در صبا باتری بازی می کرد.»

با اشاره به قاب عکسی دیگر ادامه می دهد: «این یکی هم امیرخان قعله نویی است که این روزها سکان هدایت سپاهان دوست داشتنی ما را به عهده گرفته و به موفقیتش خیلی امیدوارم و معتقدم می تواند این تیم را به جایگاهی بهتر از قبل برساند.»

در بین تمامی این عکس ها حتی پس از ویلچرنشین شدن هم ردپایی از فرزندش به چشم نمی‌خورد.

دوست نداشتید فرزندتان هم فوتبالی بشود؟

«خودم بچه ای ندارم اما بسیاری از هم محله ای های من بودند که علاقه ای به فوتبال نداشتند اما با رفتار و گفتار من حالا به هواداران پر و پاقرص سپاهان تبدیل شده اند.»

انگار که دفترچه خاطراتی در ذهنش شروع به ورق زدن کرده باشد، ادامه می دهد: «سال 57بود که ازدواج کردم اما خانمم به اصطلاح یکه زا بود و در زمان حاملگی همان یک بچه هم از بین رفت. بعد از آن هم در اثر یک تصادف ویلچرنشین شدم؛ همسرم همیشه همراه من بود و حتی اوایل ازدواج در کنارم می نشست و فوتبال می دید اگرچه همان دقایق اول خوابش می برد (می خندد).

آنقدر هواداری فوتبال با زندگی اش عجین شده که حتی قبل از هر بازی می تواند پیش بینی کند در بازی آینده تیم مورد علاقه اش چه اتفاقی خواهد افتاد، این هوادار مو سفید کرده سپاهانی در حالی که به ساعتی اشاره می کند که به سفارش سیدصالحی برای پژمان بازغی پرسپولیسی به مناسبت حضور در برنامه «کودک شو» ساخته است می گوید: «یادم هست زمانی که سید مهدی سیدصالحی برای سپاهان بازی می کرد، با من تماس می گرفت و می گفت خانمم نگران نتیجه بازی فرداست و من حتی تعداد گل زده و زمان گل را هم به او می گفتم چون خواب بازی را از قبل دیده بودم.»

واقعاً پیش‌بینی می‌کردید؟

«(با خنده) بله. این جریان آنقدر ادامه پیدا کرده بود که یک بار محرم نویدکیا، کاپیتان محبوب سپاهان و سیروس ابراهیم زاده هم به من زنگ زدند تا برایشان نتیجه را پیشگویی کنم که البته هر دو بار هم به حقیقت پیوست و باعث تعجب آنها شده بود اما من هیچ وقت به دنبال کسب درآمد از این راه نبوده و نیستم.»

راست می گوید، عمق این عشق و علاقه او به فوتبال و سپاهان را وقتی شعر نقش بسته به در ورودی مغازه اش نقش بسته می توانی ببینی که در مصراع آخرش آرزو کرده «سپاهانی بمیرد».


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار