کد خبر: ۱۰۵۵۰۳
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۳

آنها روزگاری حاکم مطلق ایران بودند، سالها بالاترین مناصب دولتی و امنیتی در اختیارشان بود

 حالا هر یک گوشه ای از زندان به بند کشیده شده اند و معدودی که بیرون از محبس هستند، یا به تازگی آزاد شده اند یا در نوبت رفتن به زندانند

 ماجرای عبرت آموز خاندان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق ایران، بس شنیدنی است. مردانی که با حلقه معروف به ارومیه، قدم به عرصه سیاست گذاشتند و زمانی که احمدی نژاد در قامت شاکی روزنامه سلام، فتیله اولین تنش جدی سیاسی-امنیتی در سالهای پس از جنگ را آتش کرد، به توان خود پی بردند. در این گفتار، سرنوشت قضایی برخی از نزدیکترین یاران احمدی نژاد که پس از خروج او از قدرت، همچنان در حلقه اصحاب محمود ماندند و حاضر به برائت از او نشدند، بررسی شده است.

رحیمی، از پول پاشی در مجلس تا فروش بيمه عمر مردگان

محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی نژاد، معروف ترین شخص از حلقه یاران محمود است که عاقبت، کارش به زندان کشید و بعد از تحمل سه سال و یک ماه و دو روز حبس، به صورت مشروط از زندان آزاد شد تا بقیه مدت محکومیت به حبس خود که 5 سال و 91 روز بود را در خانه طی کند.

رحیمی به اتهام «تشکیل یا رهبری شبکه چند نفری برای ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری» ، «اخذ رشوه» و «تحصیل مال از طریق نامشروع» به پرداخت 2 میلیارد و 850 میلیون تومان رد مال، یک میلیارد تومان جزای نقدی و 5 سال و 91 روز حبس قطعی محکوم شده بود. او که زمانی مدعی بود به 170 نماینده مجلس، هزینه انتخاباتی پرداخت کرده است، در شرایطی به محکومیت نهایی رسید که در پرونده قضایی او، اثبات شد وی به همراه چند نفر از اعضای بیمه ایران شعبه خیابان فاطمی، اقدام به جعل مدارک بیمه عمر و فوت بیمه شدگان کرده بودند و از این طریق، حدود 3 میلیارد تومان كسب كرده بودند.

اين اقدام رحیمی در حالی باعث گرفتاری او شد که سرنوشت تامین هزینه های انتخاباتی 170 نماینده از طریق او هنوز نامشخص است و معلوم نیست تکلیف این پولها چه شد. با وجود این سرنوشت عبرت آموز، دفتر محمود احمدی نژاد در اطلاعیه ای تخلفات و جرایم مالی او را به دولت سازندگی نسبت داده بود و گفته بود تخلفات رحیمی در دوره استانداری او در کردستان بوده.

رحیمی هم در مقابل این اطلاعیه ساکت ننشست و با لحن دردمندانه ای نامه ای خطاب به احمدی نژاد نوشت و گفت: رفیق قدیمی، مرا سکه یک پول کردی!

یار دیگر احمدی نژاد که گذر پوستش به دباغخانه قوه قضاییه افتاد، حمید بقایی است. حمید بقایی، کسی که زمانی معاون اجرایی رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و مرد همه کاره دولت مهرورز بود، کار خود را از سازمانهای امنیتی شروع کرد و تا لحظات پایانی حضورش در دولت، همواره با نگاه امنیتی به اطراف خود می نگریست.

او 3 ماه پس از آنکه دیپلمش را در همدان گرفت، جذب وزارت اطلاعات شد و در دانشگاه امام باقر(ع) به تحصیل پرداخت. بقایی در دوران کاری خود، سمت های مختلف امنیتی، رسانه ای و فرهنگی را تجربه کرد و آخرین سمت او در دولت، معاون اجرایی رئیس جمهور بود. بقایی به عنوان یکی از نزدیکترین یاران محمود احمدی نژاد، در کنار اسفندیار رحیم مشایی مرد دیگر امنیتی در دولت مهرورز، دو بازوی ریاست جمهوری بودند که تا واپسین لحظات رفتن به زندان، لحظه ای از احمدی نژاد دور نماندند.

اولین بازداشت او در 18 خرداد 94 اتفاق افتاد و هشت ماه طول کشید. هر چند درباره علت بازداشت او توضیح واضحی داده نشد ولی عنوان شد بازداشت اول او به دلایل اتهامات مالی بوده است. پس از آزادی از بازداشت، بقایی در بهمن ۱۳۹۵، آمادگی خود را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ اعلام کرد. محمود احمدی‌نژاد هم در ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از بقایی اعلام کرد. همانطور که پیش بینی می شد صلاحیت بقائی از سوی شورای نگهبان قانون اساسی در ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ رد شد. دومین بازداشت او در 18 تیر سال 96 اتفاق افتاد و این بار با اعتصاب غذا و بستری شدن او همراه بود و در کل تا تامین وثیقه برای آزادی، 18 روز طول کشید.

در تیرماه 96، محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه اتهامات حمید بقایی را «تصرف غیرمجاز، اختلاس و تبانی در معاملات دولتی» اعلام کرد. پس از تامین وثیقه 20 میلیارد تومانی برای آزادی بقایی، چند جلسه دادگاه او در شعبه 1057 دادگاه ویژه کارکنان دولت تشکیل شد که هر بار با نمایش های مضحکی از سوی بقایی و یارانش همراه بود. انتشار تصاویر او با زنبیل قرمزی در دست که پرونده در آن بود و سخنان تند و تیز او درباره سیاسی بودن دادگاه، نمایشی بود که هر هفته تکرار می شد تا اینکه دادگاه او را به اتهام اختلاس و تصرف غیرقانونی در اموال دولتی به ۱۵ سال حبس و چهل و سه میلیارد تومان جزای نقدی محکوم کرد. او از 22 اسفند 96 به زندان رفت. البته در این مدت 6 روز هم به مرخصی آمد ولی اخیرا باز هم بقایی در حین گذراندن دوره حبس خود، به دلیل نشر اکاذیب و توهین به اشخاص به 6 ماه حبس محکوم شد. البته این حکم هنوز قطعی نشده و امکان تجدید نظر در آن وجود دارد.

علی اکبر جوانفکر، چهره رسانه ای حلقه یاران محمود است، او مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، مدیر موسسه مطبوعاتی ایران و مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد در دوره شهرداری و ریاست جمهوری اوست. اولین تجربه زندان رفتن او، در زمانی اتفاق افتاد که احمدی نژاد هنوز رئیس جمهور بود، یعنی در 29 آبان سال 1390.

او در آن سال به یک سال زندان محکوم شد.

در جزییات پرونده اول جوانفکر باید گفت وی به دلیل چاپ مطالب خلاف موازین اسلامی در ویژه نامه خاتون به 6 ماه و انتشار تصاویر خلاف عفت عمومی به 6 ماه دیگر، حبس و همچنین سه سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی محکوم شد.

پس از 7 سال، بار دیگر ماموران به سروقت جوانفکر رفتند و او بازداشت شد.

ولی این بار چون 4 میلیون و نیم جریمه بدل از حبس را داد، به فاصله چند ساعت آزاد شد. اخیرا و در جریان پرونده اسفندیار رحیم مشایی، بار دیگر نام او به عنوان معاون در جرایمی همچون اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، در کیفرخواست صادره از سوی دادستانی تهران دیده می شود و دادگاه هم برای او به دلیل داشتن سوابق محکومیت قبلی، حکم 5 سال و یک ماه حبس صادر کرد. البته باید در نظر داشت حکم محکومیت جوانفکر به زندان قطعی نشده است و امکان اعتراض و تغییر در رای دادگاه وجود دارد.

رحیم مشایی، درختی که در بند شد

اسفندیار رحیم مشایی، برخی می گویند او مراد معنوی احمدی نژاد است و عده ای معتقدند احمدی نژاد، قطب و مراد اوست. هر چه که هست، رحیم مشایی هم از چهره های اول حلقه محمود است که صابون زندان به تن‌شان رسیده.

او در ویدئویی که به مناسبت فرارسیدن نوروز و فصل بهار با حضور محمود احمدی نژاد و حمید بقایی منتشر کرده بود، خود را "درخت" خواند و از آن روز "مرد درختی" حلقه یاران احمدی نژاد لقب گرفت. بالاخره پس از مدتها خط و نشان کشیدن رحیم مشایی و دستگاه قضایی برای یکدیگر، بالاخره او در روزهای پایانی سال 96، بازداشت شد و بلافاصله دادستانی تهران هم خبر بازداشت او را تایید کرد.

این بازداشت با خاطره درخت بودن او در هم آمیخت و باعث شد برخی رسانه ها کاریکاتوری از بازداشت مشایی منتشر کنند.

همان روز محمود احمدی نژاد به بازداشت رحیم مشایی واکنش نشان داد و گفت: مسئولیت سلامتی جناب آقای مهندس مشایی برعهده مقامات قضایی است و لازم است طبق اصول قانون اساسی، فوراً نسبت به آزادی ایشان اقدام شود.

موکل او هم در مصاحبه ای دلیل بازداشت مشایی را آتش زدن حکم محکومیت بقایی در مقابل سفارت انگلیس دانست. در طی دوران بازداشت او، حرف و حدیثهای بسیاری درباره سلامتی او بیان شد ولی وکیل مشایی درباره سلامت موکلش خبر داد.

5 ماه پس از بازداشت مشایی، دستگاه قضایی اعلام کرد دادگاه او به صورت علنی برگزار می شود. البته به فاصله چند ساعت، وکیل او اعلام کرد دادگاه مشایی لغو شده است ولی بالاخره در ابتدای شهریورماه امسال اولین تصاویر از دادگاه مشایی منتشر شد. البته انتشار چند فریم عکس، حرف و حدیث زیادی را هم به وجود آورد. برخی رسانه ها از کج نشستن مشایی در مقابل قاضی تا دستبندی که به دست او بود تعابیر مختلفی را ارائه کردند و در نهایت، انتشار فیلم جامه درانی مشایی در جلسه دادگاه باعث تعجب بسیاری از مردم شد. حتی رسانه های منتقد حلقه محمود هم از این موضوع سوژه ساختند و با انتشار کاریکاتوری از جامه درانی اسفندیار او را به سوپرمن تشبیه کردند. انتشار متن کیفرخواست رحیم مشایی

نشان داد او به همراه علی اکبر جوانفکر به تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام متهم شده است و در نهایت، دادگاه تصمیم گرفت مشایی را به 6 سال و نیم حبس محکوم کند.

او در حکم دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت کشور مطابق ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به 5 سال زندان، به اتهام توهین به مقامات به 6 ماه زندان و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال زندان محکوم شده است. البته این رای هم قطعی نیست و در صورت اعتراض متهم و تصمیم دادگاه تجدید نظر ممکن است تغییر کند. البته نباید از نظر دور داشت اسفندیار رحیم مشایی توانست با کمترین امکانات تبلیغاتی که در اختیار داشت، مظلوم نمایی بسیاری کند تا جایی که قوه قضاییه در جریان ماجرای دادگاه او، عملا از دیدگاه تبلیغاتی در موضع ضعف قرار گرفت.

مرتضوی؛ خیاطی که به کوزه افتاد

سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، مدیرعامل و سرپرست سابق سازمان تامین اجتماعی هم یکی از یاران حلقه محمود است که آب خنک زندان را مزه کرده. البته مرتضوی در سالهای آخر حضور احمدی نژاد در پاستور، به سلک یاران او درآمد، چون پیش از آن و به خصوص در بحبوحه تشنجات سیاسی سال 88 در قامت دادستان تهران، در خط مقدم برخورد با معترضان قرار داشت. او پس از سال 89 و ابتدای سال 90 از قوه قضاییه به دولت رفت و بلافاصله از سوی محمود احمدی نژاد، حکم مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی گرفت.

از پرونده های کیفری او درباره معاونت در قتل زهرا کاظمی و کشتار بازداشت شدگان 88 در کهریزک و پرونده تحقیق و تفحص از قوه قضاییه معروف به پالیزدار که بگذریم، برخی از پرونده های قضایی او مستقیما به دلیل همکاری با محمود احمدی نژاد و در سازمان تامین اجتماعی رقم خورده است. به بیان دیگر، این بخش از گزارش، تنها به حوزه ای از شاهکارهای مرتضوی مربوط است که در تلاقی او با همکاری اش با احمدی نژاد شکل گرفته که همه آنها درباره اقدامات خلاف قانون مرتضوی در تامین اجتماعی است، به خصوص بخشهایی که در ارتباط با واگذاری شرکتهای تامین اجتماعی به امثال بابک زنجانی، متهم اعدامی نفتی است.

او در پرونده های متعددی متهم به تصرف غیرقانونی در اموال کارگران در تامین اجتماعی و واگذاری غیرقانونی این اموال شده بود و در نهایت، رسیدگی به پرونده او در اسفند سال گذشته ختم شد.

در این پرونده مرتضوی به تحمل 70 ضربه شلاق به دلیل تصرف غیرقانونی در تامین اجتماعی محکوم شد و البته اتهامات دیگر او در پرونده هم تایید یا رد شدند. او که به دلیل اتهاماتی مانند معاونت در قتل قربانیان بازداشتگاه کهریزک به زندان محکوم شده است، در زمان حضور در زندان هم پرونده جدیدی علیه مرتضوی شکل گرفت و به 6 ماه حبس محکوم شد.

ولی هیجان انگیزترین بخش پرونده قضایی سعید مرتضوی، ماجرای پردامنه فرار و غیب شدن و در نهایت بازداشت سعید مرتضوی در شمال بود که جزییات زیادی هم درباره ویلای اجاره ای او در شمال و در زمان بازداشت در رسانه ها منتشر شد. آنقدر این قصه ها دلکش و عجیب بودند که رئیس کل دادگستری استان مازندران هم درباره بازداشت مرتضوی توضیح داد و یک شاهد عینی هم درباره بازداشت او گفت خانمی همراهش بود که حکم را پاره کرد و ماموران را به ویلای اجاره ای راه نداد. هر طور که بود، سعید مرتضوی را به اوین بردند تا تحمل کیفر کند و به عنوان قاضی معروفی که صدها تن را به زندان انداخت، بالاخره خود هم در کوزه افتاد.

برچسب ها: محمود ، زندان ، دولتی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار