کد خبر: ۱۲۱۸۹۴
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۹

در فرهنگ عمومی و امروز ما، خیال و خیال پردازی جایگاه و شان خوبی ندارد.«خیالاتی»، صفتی منفی و تحقیرآمیز است و «پدرومادر»ها سعی می کنند فرزندانشان در واقعیت ها زندگی کنند و در عوالم «فکر و خیال» غرق نشوند.برای همین هم بچه ها را از چند سالگی سر کلاس زبان و تقویتی و... می گذارند تا بچه ها مثل خودشان متوجه واقعیت های خشن زندگی شوند و در آینده دنبال رشته های پول ساز بروند!

اما واقعا می توان از خیال جدا شد؟! نصف ساعات زندگی مان، خواب هستیم و غرق عوالم رویا و خیال! ساعت ها به تماشا و خواندن خیالات فیلمسازان و نویسندگان می نشینیم و از داستان های خیالی شان غرق لذت می شویم! روزها و ماههای طولانی برای رسیدن به آرزوها و موفقیت در زندگی مان، مشغول خیال پردازی می شویم! از پشت شیشه اتوبوس، آدمها را تماشا می کنیم و با خیال خودمان سعی در کشف شان داریم و فهم راز و رمز چهره شاد و غمگین شان! حتی می ترسم بگویم که نخستین مرکب ایمان به غیب و رسیدن به معنویت هم، خیال انسان است! چه خیالی بزرگتر از معراج نبی و عجایبش و چه منظره ای خیال انگیزتر از مناظر بهشتی و حوریان پرفروغش؟!

عجیب است که با وجود همه این شواهد، باز به گمان برخی ها، خیال و واقعیت دو معنای مقابل هم هستند که هیچ مرز مشترکی باهم ندارند و انتخاب یکی به معنی نفی دیگری است.این برداشت خطا که نسبتی با ماهیت زندگی انسان ندارد، به نظرم مغالطه ای است که برخی ها خودشان را گرفتار آن کرده اند تا فقر خیال خودشان را پنهان کنند.چندی پیش یکی از همین نوع دوستان از من پرسید: «داستانهای کتاب شما واقعی هستند یا خیالی؟!».جوابی برایش نداشتم، الا اینکه توصیه کنم به ارتباط و بازی بیشتر با کودکان!

بچه ها، الگوی کاملی هستند برای فهم درست رابطه «خیال و واقعیت». زندگی آنها بازی است و بازی شان، زندگی. در ظروف خیالی، غذا می پزند و می خورند و سیر می شوند، شب و روزشان به جای بیست و چهار ساعت، چند دقیقه ای می گذرد، بیماریهای سخت و خیالی شان به جای چند هفته و چند ماه، فقط با یک آمپول خیالی در عرض چند ثانیه بهبودی کامل پیدا می کند، حتی موقع جنگ و دعوا هم خیلی راحت با یک شلیک اسلحه چوبی می میرند و خیلی راحت دوباره زنده می شوند!

شاید به همین خاطر است که بچه ها، مرگ و معاد را هم خیلی راحت تر و بهتر از ما باور می کنند و با آن کنار می آیند. زندگی همراه با آگاهی و خیال مرگ، شیرین و بسیار مغتنم است. پس برگردیم به کودکی، از خیال و خیال پردازان نترسیم و بلکه به آنها بها بدهیم!.

با استقبال از «خیال» هنرمندان و خرید آثارشان، هم خیال پردازی آنها را دوام بدهیم و هم خودمان بهره ای از عالم خیال ببریم. و مهمتر اینکه خرید و فروش خیال را به بچه هایمان هم یاد بدهیم، باور کنید این معامله دو سر سود است!.

برچسب ها: خیال ، فرهنگ ، جایگاه
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار