نامه پنجم
کد خبر: ۷۱۸۶۲
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۷:۵۲

آقای مدیر کل عزیز؛ سلام

یعنی اگر تمام آب دریای خزر را در هاون بریزیم و بکوبیم، فایده اش بیشتر از آن است که به اداره تحت مدیریت شما نامه بنویسیم و موضوعی را پیگیری کنیم. مشت نمونه خروار آن هم اینکه بیش از دو ماه است با آن اداره سرگرم مکاتبه هستیم و اگر کسی در زاینده رود آب دیده است، ما هم از اداره شما پاسخ گرفته ایم.

واقعاً نمی دانم همکاران شما سرگرم چه کارهایی هستند که آنقدر مشغله دارند که فرصت نوشتن دو خط و نیم پاسخ را ندارند. پاسخ مکتوب پیش کش، آنها حتی اگر به صورت تلفنی و پیامکی هم چیزی می گفتند باز جای شکرش باقی بود.

جالب است که یک نفر را در آن اداره مأمور کرده اید تا در اداره دادگستری قدم آهسته برود و آگهی جمع کند. یک نفر را مسئول توزیع این آگهی ها کرده اید. یک نفر را هم گمارده اید که بنشیند و آگهی های منتشر شده فقدان سند و حصر وراثت مردگان را کلمه به کلمه بشمارد تا مبادا درهم و دیناری بالا و پایین بشود. ولی یک نفر نیست که به جای شما نامه بنویسد تا زیر آن را امضا کنید و جواب مردم را بدهید!

در همان جلسه ای که به دعوت شما و در آن اداره کل برگزار شد و شما علیرغم میزبانی در آن غیبت داشتید، معاون اداره شما گفت که چند روزی طول می کشد تا یک نامه بعد از قرار گرفتن در گردونه اداری به امضا و تأیید شما برسد. باور کنید چند روز و چند هفته را روی چشم مان می گذاریم ولی اینکه از ارائه عریضه به دفتر شما دو ماه بگذرد و در این مدت بارها و بارها پیگیری کرده باشیم و جواب نگرفته باشیم را نمی توانیم قبول کنیم.

آقای مدیر کل عزیز!

بی تفاوتی ارکان زیرمجموعه شما در آن اداره کل نسبت به مکاتبات و پیگیری امور مختلف را پیش از این نیز به شما گفته بودم ولی ظاهراً بین گوش آن اداره کل و ناله ما ارتباط معکوسی ایجاد شده که فریاد هم برای آن چاره ساز نیست.

البته فعلاً نمی خواهم تمام حوزه های زیر مجموعه شما اعم از سینما و تئاتر و کتاب و... را زیر سئوال ببرم و اگرچه شنیده های مختلفی رایج است ولی با اجازه شما و در حال حاضر به همان حوزه خودمان معطوف باشیم که مرتبط با مطبوعات است. چه بسا اگر همین یک بخش را بتوانید اصلاح کنید بخش بزرگی از خودمختاری حاکم بر آن اداره کل که الگوی بی تفاوتی نسبت به امور است، در هم می شکند.

البته شاید خیلی ها از نوع عملکرد آن اداره کل در این بخش راضی و خشنود باشند که البته این موضوع اصلاً به ما ربطی ندارد. حتی ممکن است تمام رسانه های ایران و جهان از همین هفته نامه ها و روزنامه های خودمان گرفته تا آساهی ژاپن و لوموند فرانسه هم به فعال بودن اداره کل شما در حوزه مطبوعات نظر مثبت داشته باشند ولی برای ما این مهم است که چرا شما نسبت به این روزنامه مستقل که بدون هرگونه پشتوانه سیاسی و جناحی و با تحمل رنج فراوان سرگرم رتق و فتق امور است، اینگونه رفتار می کنید؟ آیا واقعاً مشکلی با این روزنامه دارید؟ اصلاً این مشکل نهادینه شده در طول سال های متمادی از کجا نشأت می گیرد؟

مگر در همان نامه دو ماه پیش خود ننوشته بودیم و در محضر شما هم تأکید نکردیم که اگر نمی خواهید نصف جهان منتشر شود و افرادی در اداره تان هستند که چشم دیدن ما را ندارند، این موضوع را صریح و راحت بگویید تا خودمان را از تمام مشقات رسانه ای راحت کنیم؟ یعنی فکر می کنید خیلی سخت تر از آن است که مثل بسیاری بگوییم مهرم حلال و جانم آزاد؟

خیلی راحت تر از حد تصور شما کرکره را پایین کشیده، زمین ادب و احترام را می بوسیم و سراغ دل مشغولی های دیگری می رویم که هیچ ارتباطی با ساختار فرهنگ و ارشاد اصفهان نداشته باشد و قول می دهیم که اگر کلاه مان را هم باد به خیابان آبشار ببرد سراغ آن نرویم. ولی این همه مشروط به آن است که مشخص و واضح به ما بگویید که تعطیلش کنیم. باور کنید با این صراحت گفتارتان، هم ما را راحت می کنید و هم آنان که برای آزار ما، هر روز یک برنامه و ترفند را در پیش می گیرند.

یک روز عدد و آمار را بالا و پایین می کنند تا حقمان را ضایع کنند. یک روز قانون را عقب و جلو می کنند تا به ما ضرب شست نشان بدهند. یک روز اجازه ثبت نامه مان در دبیرخانه ارشاد را نمی دهند. یک روز مانع از ارائه روزنامه مان به دفتر شما می شوند. این اواخر هم شنیده ایم که یک نفر را تحریک کرده اند که برود و از ما شکایت بکند!

واقعاً این همه تلاش و ممارست همکاران شما برای چیست؟ برای آن است که یک روزنامه فارغ از خط و جناح و سیاست را اذیت بکنند؟ اینها که با این رویه و مرام، خودشان بیشتر از ما اذیت می شوند.

خدای نکرده در آن اداره کل، کسی که خودآزاری ندارد تا اسیر ایجاد این همه چاله و چاه و چماق و شمشیر بماند؟ یک بار بگویند خلاص و حداقل خود را راحت کنند.

ولی اگر وجود یک رسانه پویا و مستقل را نافع به حال عرصه اطلاع رسانی استان می دانید، سفره این بساط را جمع و جور کنید و کمی التفات به خرج داده و بگویید آزارمان نداده و جواب مان را بدهید وگرنه تا زمانی که هستیم از حقوق خود مبنی بر پاسخ گرفتن از شکایت نسبت به ساختار تحت مدیریت شما عقب نمی نشینیم.

آقای مدیر کل عزیز!

اگر از مکاتبه با شما نتیجه نگیریم، اطمینان داشته باشید که سایر مدیران و مسئولین استان و کشور را هم یکی یکی مشمول موضوع کرده و از ارائه دادخواهی کوتاه نمی آییم تا مبادا کسی فکر کند که به این راحتی می تواند نشریه ای مستقل و مردمی را کنج دیوار قرار داده و از یمین و یسار مشت و خنجرش بزند و صدای ناله اش را هم نشنیده بگیرد.

ولی خودمانیم، واقعاً نامه نوشتن به اداره کل شما باید بدون فایده باشد؟ آیا باید عرض حال به استاندار و وکیل و وزیر ببریم؟ آیا شما این را می خواهید؟ اگر این کار خوب است، بفرمایید. این نامه را به استاندار اصفهان رونوشت زدیم و از فردا صبح می نشینیم و مستقیم به ایشان و سایر مسئولین کشور نامه می نویسیم و شما و ساختار تحت مدیریت تان اگر جرأت دارید جواب آنها را هم ندهید!

اما فکر کرده اید از این نامه نگاری با سایرین هم کسی در آن اداره کل آزار می بیند؟ تجربه به ما ثابت کرده است که اینگونه نیست. تازه در دل و زبانشان سرور عروسی راه می افتد که یک نفر با مدیر کل اداره ارشاد، مثلاً در افتاده است. از بساطی که خودشان پهن کرده اند کنار می نشینند و پشت شما پنهان می شوند و ماوقع را نقل مجلس و محفل می کنند تا امور خود را جلو ببرند.

یعنی نه اینکه برای شما اینگونه باشد. برای قبلی های شما هم همین آش و کاسه در آشپزخانه مرامشان بوده است. اینها با هر مدیرکلی که به ساختمان ارشاد بیاید، فطرتاً مخالفند. معلوم نیست به دنبال کدام گزینه هستند که می خواهند شرایط را برای فعالیت او فراهم کنند. آنها از زمان صدارت «علیرضا حسینی» در اداره ارشاد پا گرفته اند و همین که ریشه دواندند، همان «حسینی» خلاق و پر رمق را چنان با سر به زمین زدند که خودش هم نفهمید از کجا خورده است. شاید فکر می کرد که جدل سیاسی اش با استاندار وقت عامل زمین خوردنش بوده است غافل از آنکه بستر همان جدل کودکانه را کسانی فراهم کردند که اجازه دادند اعتراضات نسبت به عملکردشان، به جای آنکه در همان ساختار متولی فرهنگ و مطبوعات به نتیجه برسد، در مسیر رفت و برگشت به استانداری جریان پیدا کند.

آقای مدیر کل عزیز!

آنها، یعنی همانها که سال هاست با هر مدیر کلی مخالفند، از هر فرصتی برای زمین زدن شما استفاده می کنند. دم خروس را پنهان می کنند ولی قسم جان بچه شان را به زبان می آورند. خودشان را بهترین و عاقل ترین نمایش می دهند ولی در پشت پرده ذهنشان هزار طرح و برنامه شیطنت آمیز در مهندسی آمار و ارقام را پیاده می کنند تا به نتیجه مطلوب خود برسند.

یکی و دو تا هم نیستند. در گذر زمان تکثیر شده اند. از پشت در اتاق شما گرفته تا کنج اداره ارشاد شهرستان حضور دارند. دلمان خوش بود به اینکه با تغییرات جاری در دولت، یک نفر می آید و این سفره را جمع می کند. وقتی شما به مسئولیت فعلی منصوب شدید، خوشحال شدیم از آن بابت که با سابقه ای که از فعالیت در محیط های نظامی دارید، حداقل می توانید با آن دیسیپلین نهادینه شده در وجودتان، اوضاع فرهنگ و مطبوعات استان را سامان بدهید. امیدوارم بودیم شما با ساختار ارشاد دست به یقه شوید و آن را به نظم در آورید. غافل از آنکه ساختار تحت مدیریت شما حتی برای نامه هایی که دریافت می کند هم پشیزی ارزش قائل نیست.

وزارت ارشاد ناسلامتی روابط عمومی دولت است و وقتی شاخه ای از این روابط عمومی در استان ما نتواند اصول اولیه ارتباطات و تعاملات مختلف را رعایت کند، چه انتظاری می توانیم از سایر ادارات و سازمان ها داشته باشیم؟

اصلاً وقتی با ما که ناسلامتی دارای رسانه هستیم و می توانیم صدای خودمان را به گوش دیگران برسانیم چنین می شود، با آنان که هیچ صدایی ندارند و دستشان به مقامات و مناصب دیگر نمی رسد چه می کنید؟

لطفاً بروید و از مدیران کل سایر استان ها بپرسید که آیا آنها هم با مخاطبین و مراجعین و ابواب جمعی خود اینگونه رفتار می کنند؟ توهین که شاخ و دم ندارد. حتماً که نباید مانند آن فرماندار معزول داد و فریاد راه بیاندازید تا توهین تلقی شود. یک مدل از توهین به اصحاب مطبوعات هم آن است که نسبت به مکاتبات آنها بی تفاوت باشید و به درد و رنج و مسائلشان بی توجه بمانید. دعوتشان کنید ولی به جلسه شان نروید. قول قانون و اخلاق و عدالت بدهید ولی ظلم و جور و بی تفاوتی همکارانتان را ندیده بگیرید. دست روی دست بگذارید تا به روزمرگی بیافتند ولی هیچ ایده و اقدام خلاقانه ای نداشته باشید. کلمات آگهی های روزنامه شان را بشمرید، ولی در برابر مطالباتشان کوتاهی کنید. گلایه و شکایتشان را بشنوید و بخوانید ولی قدم از قدم برندارید. از مساوات بگویید ولی سیاسی برخورد کنید.

آقای مدیر کل عزیز!

عریضه ام زیاد از حد طولانی شد. ببخشید که اندکی صریح و بی پرده گفتم. بخشی از گلایه هایی بود که در گلو مانده بود و مجال طرح آن به اینجا رسید. ادامه آن هم بماند برای بعد. عزت زیاد و لطف عالی مستدام!

ایرج ناظمی


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار