ابعاد جدید پرونده خودکشی پسر 12ساله آبادانی در گفتگو با مادرش
کد خبر: ۹۸۲۶۵
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۷

نصف جهان: مادر «میثم»،پسر12 ساله ای که از روی فقر دست به خودکشی زده است، می گوید که از روی بدبختی با مرد جوانی ازدواج موقت کردم و پس از آن دیگر پای هیچ مردی به زندگی ام باز نشد و برای تأمین هزینه های زندگی گدایی می کردم و تن فروشی نکردم.

19 تیرماه سال جاری مادر جوانی هر چه در خانه را به صدا در آورد کسی پاسخگو نبود، به همین علت از جوان موتورسواری خواست تا از بالای در وارد حیاط خانه اش شود و در را برای او باز کند. پسر جوان وقتی بالای در رفت با جسد حلق آویز شده پسر نوجوانی روبه رو شد و پس از باز کردن در، سوار بر موتور پا به فرار گذاشت. مادر جوان پای در حیاط خانه قدیمی گذاشت و با جسد حلق آویز شده پسرش میثم روبه رو شد و با جیغ و فریاد از اهالی محل درخواست کمک کرد. جسد میثم 12 ساله به پزشکی قانونی منتقل شد و مادر تنها در حالی که اشک می ریخت ادعا می کرد صاحبخانه اش باعث این اتفاق شده است.

علت خودکشی میثم

میثم در یک خانواده فقیرنشین بزرگ شده و روز قبل از اقدام به خودکشی وقتی صاحبخانه و دخترش برای گرفتن پول اجاره خانه سراغ مادرش در جلوی در خانه آمد شاهد فحاشی و درگیری آنها بود و مادر میثم که قصد داشت اجاره عقب افتاده را به صاحبخانه پرداخت کند تصمیم گرفت دوچرخه پسرش را بفروشد.

میثم وقتی فهمید مادرش برای پرداخت اجاره خانه تصمیم به فروش دوچرخه و گوشی موبایلش دارد شبانه پیام هایی به بهترین دوستش داد و صبح روز 19 تیرماه وقتی مادرش از خانه خارج شد با حلق آویز کردن خود در حیاط خانه قدیمی به زندگی اش پایان داد.

گفتگو با مادر میثم

با انتشار خبر خودکشی پسر نوجوان به علت فقر شایعات زیادی در مورد این خانواده به گوش رسید که خبرنگار «رکنا» برای رسیدن به واقعیت های زندگی مادر میثم با وی به گفتگو نشست.

مادر میثم هنوز باور ندارد پسرش در یک ماجرای تلخ به زندگی اش پایان داده و ادعا می کند هنوز با پسرش زندگی می کند و سایه ها و حضور آن را در خانه حس می کند اما صدایی از او نمی شنوند.

خانه ای که میثم در آن زندگی می کرد یک اتاقک کوچک است و چند وسیله قدیمی و کمدهای چوبی در گوشه ای از خانه وجود دارد و در گرمای شدید شهر آبادان کولر این خانه خراب است و زن جوان همراه دختربچه اش بدون میثم در این خانه زندگی می کند.

مادر میثم گفت: «پدر میثم یک مغازه آرایشگری داشت و زندگی بدی نداشتیم اما وقتی میثم سه ساله بود پدرش فوت کرد و من با کار کردن در خانه های مردم پسرم را بزرگ کردم. روزها به سختی می گذشت تا اینکه مشکل پا درد پیدا کردم و دیگر نمی توانستم در خانه ها کار کنم و به همین دلیل هر روز زندگی ما سخت تر می شد تا اینکه با یک مرد ازدواج موقت کردم. میثم راضی به این ازدواج نبود اما از روی بدبختی و فقر راهی جز ازدواج نداشتم که حاصل این ازدواج موقت یک دختر بود اما شوهر دومم بعد از تولد دخترمان رفت و ما را تنها گذاشت و هنوز مدارک ازدواجمان را دارم چون نمی خواستم کسی به بدنامی مرا یاد کند

این زن درباره علت دستگیری اش گفت: «زمستان بود و من همراه دو بچه در خیابان ها پرسه می زدم و جایی برای زندگی نداشتم تا اینکه متوجه شدم یک خانه خالی از سکنه است و برای اطمینان از همسایه ها سئوال کردم که مطمئن شدم کسی در آن خانه زندگی نمی کند به همین دلیل اقدام به تخریب در خانه کرده و همراه فرزندانم در آنجا شروع به زندگی کردم

وی ادامه داد: «پس از چند روز مرد جوانی که ادعا می کرد صاحبخانه است همراه پلیس به سراغمان آمد و دستور دادند تا خانه را خالی کنیم که پسرم خواست در همان خانه بمانیم و گفت آنها نمی توانند کاری کنند به همین خاطر حدود شش ماه همانجا زندگی کردیم تا اینکه پلیس با حکم دادگاه به سراغم آمد و مرا بازداشت کرد. وقتی به زندان رفتم هر روز نگران سرنوشت فرزندانم بودم و این در حالی بود که هیچکسی به ملاقاتم نیامد و از بچه هایم خبر نداد تا اینکه از زندان آزاد شدم و به همان محلی که دستگیر شدم رفتم و متوجه شدم یکی از زنان همسایه بچه هایم را به خانه خودش برده و از آنها نگهداری کرده است

مادر میثم 12 ساله در ادامه افزود: «مریض بودم و بعد از آزادی از زندان نیز اعتیاد پیدا کردم ومواد می کشیدم که به بدبختی هایم فکر نکنم، روزها همراه دخترم به سرچهارراه می رفتیم و گدایی می کردم و این در حالی بود که میثم ناراحت بود و اصرار داشت ترک تحصیل کند تا با کار کردن هزینه های زندگی را تأمین کند اما من مخالفت کردم چون پسرم درس خوان بود و در مدرسه همه او را دوست داشتند

وی در مورد اتهاماتی که به او زدند گفت: «من اگر می خواستم با مردان غریبه رابطه داشته باشم در خیابان گدایی نمی کردم و پسرم بخاطر نداشتن پول خودش را دار نمی زد

این زن ادامه داد: «بعد از آزادی از زندان به دنبال خانه گشتم تا اینکه این خانه قدیمی که یک اتاق دارد را پیدا کردم و یک خیریه نیز کمکم کرد تا پول پیش و اجاره را پرداخت کنم اما حدود شش ماه است که کرایه 150 هزار تومانی را پرداخت نکردم تا اینکه صاحبخانه و دخترش به سراغم آمدند

وی در حالی که اشک می ریخت گفت: «صاحبخانه و دخترش بخاطر نپرداختن پول مرا کتک زدند و جلوی چشمان فرزندانم به من فحاشی کردند و این در حالی بود که میثم با دیدن این صحنه اشک می ریخت و در چهره اش ناراحتی را که نمی تواند در برابر مرد صاحبخانه و دخترش حرفی بزند می دیدم. برای همین تصمیم گرفتم دوچرخه و گوشی موبایل پسرم را بفروشم تا پول اجاره خانه را پرداخت کنم اما نمی دانستم ناراحتی میثم باعث می شود او دست به این کار بزند. میثم مدتی در قبرستان ها با شستن قبرها از مردم پول می گرفت و با زحمت توانسته بود پول یک دوچرخه را تهیه کند

وی ادامه داد: «قرار بود از این خانه بیرون برویم و به یک خانه خرابه که تنها یک سقف داشت برویم و درآنجا زندگی کنیم و بابت آن نیز باید به مرد افیونی که برادرش در زندان است اجاره می دادم و حتی برای زندگی در آنجا باید برای خانه دیوار می کشیدم چون هیچی جز یک سقف نداشت که برای زندگی در آنجا نیز پولی نداشتم

دستور دادستانی

صبح جمعه 12 مرداد ماه امسال با دستور دادستان آبادان مادر میثم که اعتیاد دارد برای درمان به یک کمپ ترک اعتیاد منتقل شد و خواهر کوچک میثم نیز به بهزیستی آبادان منتقل شد.


برچسب ها: خودکشی ، آبادان ، نوجوان ، فقر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار