تساوي دخترهاي ذوب آهن و سپاهان در صبح روزي که دما چند درجه زير صفر بود
کد خبر: ۱۲۲۱۹۵
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۶

نصف جهان: وقتي «صفورا جعفري»، کاپيتان دوم سبزپوشان گل تساوي را در شهرآورد دختران اصفهان وارد دروازه سپاهان کرد بين آن همه هياهو و صداي بوق و فرياد تماشاچي هاي ذوبي، جيغ هاي سه دختر نوجوان نگاه هاي بيشتري را به سمت خود کشاند. تا قبل از اين گل، هيچکس حتي يک درصد هم احتمال نمي داد اين دخترها که با فاصله بسيار از طرفداران تيمشان، پشت نيمکت ذخيره طلايي پوشان ايستاده بودند حامي سبز و سفيدهاي اصفهان باشند. «مهشيد» و «مريم» و «مهرانا» جايي را براي تماشاي بازي انتخاب کرده بودند که طرفداران سپاهان آنجا ايستاده بودند.

اين سه دختر جوان از اينکه تيم دوستشان توانسته گل خورده را در عرض چند دقيقه جبران کند سر از پا نمي شناختند. «اگر اين توپ گل نمي شد "مريم" سکته مي کرد»، اين را «مهشيد» مي گويد و در حالي که از فرط استرس و هيجان بازي و سرماي هوا اين پا و آن پا مي کند، ادامه مي دهد: «من بخاطر دوستم "مريم مهرابي" که در تيم ذوب آهن بازي مي کند براي تماشاي اکثر مسابقات اين تيم به ورزشگاه مي روم؛ چه وقتي بازي در فولادشهر باشد چه هنگامي که آنها مثل امروز در خود اصفهان و ورزشگاه شفق مسابقه داشته باشند.»

دو تيم بانوان ذوب آهن و سپاهان ساعت 10 صبح روز جمعه و در هفته ششم از سري مسابقات ليگ برتر بانوان به مصاف هم رفتند. برخلاف انتظار، از اين ديدار که به ميزباني باشگاه ذوب آهن و در مجموعه ورزشي بهرام عاطف(ورزشگاه شفق) برگزار شد، استقبال چنداني نشده و تعداد اصفهاني هايي که صبح اين روز تعطيل زمستاني را به تماشاي دربي دختران شهرشان اختصاص داده اند به زحمت به 150 نفر مي رسد.

اکثر تماشاچي ها هم يا خودشان ورزشکارند و در يکي از اين دو باشگاه عضويت دارند و براي حمايت از هم باشگاهي هايشان آمده اند يا با يکي از بازيکنان اين تيم ها نسبت فاميلي دارند. غير از اين دو اگر باشد،آنها حتماً براي تشويق يکي از دوستان صميمي خود حاضر شده اند از خواب نازنين دم صبحشان بزنند و شال و کلاه کنند و راهي ورزشگاه شوند.

«ياسمين» که به همراه مادر و دوستانش روي صندلي هاي رنگارنگي که بدون نظم خاصي پشت فنس ها چيده شدند نشسته، مدام نام «مرضيه» را بر زبان مي آورد. اين دختر جوان که چهره بشاشي دارد مي گويد: «اين همه راه را کوبيدم از شاهين شهر تا اينجا آمدم فقط بخاطر دوست صميمي ام "مرضيه فيضي".»

قريب يک ساعت بعد و در حالي که چيزي تا شروع اين ديدار حساس باقي نمانده، «مرضيه» نزديک فنس ها مي آيد و از دور با دوستانش خوش و بش مي کند و مادرش را به آنها نشان مي دهد. مادر اين بازيکن ريز نقش سپاهان که گويا با دوستان دخترش رفت و آمد دارد سمت مادر «ياسمين» رفته و کنار وي مي نشيند تا نظاره گر هنرنمايي دختر فوتباليستش در زمين باشد.

به غير از مادر مدافع شماره77 طلايي پوشان، خواهرها و مادرهاي بازيکنان ديگري هم براي تماشاي اين دربي در ورزشگاه حاضر شده اند و هر يک در گوشه اي از اين مستطيل سبزرنگ البته از پشت فنس هايي که ميان آنها و بازيکنان تعبيه شده، قرار گرفته اند، در حالي که لحظه اي آرام و قرار ندارند. مادرکاپيتان اول سبزپوشان هم يکي از آنهاست. او مدام زير لب ذکر مي گويد و تُن صدايش بسته به موقعيت هايي که در زمين ايجاد مي شود بالا و پايين مي رود: «اللّهم صلّ علي فاطمه و ابيها..."فرزانه" به اين صلوات اعتقاد خاصي دارد و هر وقت مسابقه دارند مي گويد مامان صلوات يادت نرود، دخترم از بچگي توي کوچه با پسرعموهايش فوتبال بازي مي کرد و هر چه به او مي گفتيم اين بازي مال دخترها نيست فايده نداشت تا اينکه رفت فوتسال و بعد هم بالاخره به آرزويش رسيد. البته پدرش موافق نبود اما خودم يک تنه جلوي همه ايستادم و در اين راه پشتيبانش بودم.»

«فرزانه» در نيمه دوم تعويض مي شود و هم تيمي هايش که در اکثر دقايق نيمه اول سوار بر بازي بودند، در دقايق ابتدايي نيمه دوم دروازه خود را باز شده مي بينند. «هاجر دباغي» در يک ضد حمله و در حالي که يکي از بازيکنان ذوب روي زمين از درد به خودش مي پيچد سپاهاني ها را يک بر صفر جلو مي اندازد و اين گل، سرآغاز ايجاد تنش در مصاف دو تيم همشهري مي شود.

«بيان محمودي»، سرمربي کرد سبز و سفيدها که تا قبل از اين صدايش را فقط براي هدايت شاگردانش بلند مي کرد، اين بار بازيکنان و نيمکت تيم حريف را خطاب قرار مي دهد و مي گويد: «گل زدن به چه قيمتي؟» او معتقد است طلايي پوشان بايد فيرپلي را رعايت مي کردند و توپ را به بيرون پرتاب مي کردند. اما سرمربي سپاهان با لبخندي معنادار کنار زمين راه مي رود و به اعتراضات او اهميتي نمي دهد. از نظر «سميه شهبازي» بازي جوانمردانه آن هم زماني که تيمتان در موقعيت ضد حمله است معني ندارد، ضمن اينکه مصدوميت بازيکن تيم مقابل هم به سختي برايش باورپذير است. او بعد از مسابقه به «نصف جهان» مي گويد: «بازيکنان ذوب اينقدر روي زمين مي افتادند که ما نمي دانستيم کدام را بايد باور کنيم؛ شده بود قضيه چوپان دروغگو.»

اين در حالي است که چند دقيقه بعد، دروازه بان سپاهان در کنار خط طولي زمين خودشان پس از اينکه زمين مي خورد و پايش را به نشانه مصدوم شدن مي گيرد، بلافاصله بلند مي شود و توپ را به بيرون شوت مي کند تا پزشک حاضر در ورزشگاه به وضعيتش رسيدگي کند و اين بار «محمودي» است که اعتقاد دارد رفتار بازيکن سپاهان چيزي جز تظاهر نيست. اين مربي هم به ما مي گويد: «توپ را دقيقاً با همان پايي زد بيرون که مي گويد مصدوم شده! مگر مي شود با پاي مصدوم نزديک 70 متر توپ را بيرون پرتاب کني؟»

صحنه هاي درگيري ها و به تبع آن زمين خوردن بازيکنان و آسيب ديدگي برخي از آنها طي نيمه دوم فراوان ديده مي شود و هربار يکي از نيمکت هاي سبز و زرد شاکي مي شود و داد و بيداد مي کند، اما اين اعتراض ها بر جو حاکم روي صندلي ها و هواداراني که بعضاً ايستاده بازي را نگاه مي کنند تأثيري ندارد و آنها فقط با تکان دادن پرچم هاي سبز و زرد در هوا و دميدن در دو سه شيپور و گاهي هم کوبيدن بر يک طبل کوچک به تشويق تيم مورد علاقه خود مي پردازند.

جالب آنجاست که اين تماشاچي ها از هنگامي که روي صندلي هاي معدودي که انتهاي زمين پشت فنس ها قرار داشت نشستند، با بنري مواجه شدند که آنها را به «سکوت» دعوت مي کرد؛ مبادا اين بار که بدون نياز به گريم و تغيير چهره توانسته اند در استاديوم حضور يابند و يک مسابقه فوتبال را از نزديک تماشا کنند، سروصداي ناشي از شادي اين جماعت، همسايه هاي ورزشگاه «شفق» را آزرده خاطر سازد!

نکته جالب تر اما آنجاست که طرفداران تيم هاي بانوان اصفهاني اگر بخواهند صحنه هاي حساس بازي را از دست ندهند بايد از صندلي ها جدا شوند و اطراف مستطيل سبز جايي مناسب براي خود پيدا کنند. «محمد سام»، پسر بچه اي که خواهرزاده سرمربي طلايي هاست گويا برعکس سايرين از اين اتفاق خوشحال است: «اين بازي از مسابقه آقايان جذاب تر است چون فاصله اي با زمين نداري.»

دخترک با نمکي که دوستانش او را «ياشار» صدا مي کنند و با تيپي پسرانه خودش را به فنس ها چسبانده بود تا صحنه اي از اين ديدار را از دست ندهد و مي گويد خودش هم تا قبل از اينکه روي چمن هاي همين ورزشگاه مينيسک پاره کند فوتبال بازي مي کرده، با نظر «محمدسام» اصلاً موافق نيست: «فوتبال يعني مسابقات مردان، دخترها فقط توپ بازي مي کنند.»

هرچه به دقايق پاياني مسابقه نزديک تر مي شويم بازيکنان دو تيم بي رمق تر مي شوند و از جذابيت «توپ بازي(!)» آنها هم به همان اندازه کاسته مي شود. اين دختران براي شرکت در اين دربي مجبور بوده اند کله سحر آماده شوند. آنها حتي زودتر از هواداران پا به ورزشگاه گذاشتند و يک ساعت قبل از شروع مسابقه، گروه گروه از رختکن تازه افتتاح شده مجموعه ورزشي «شفق» راهي ميدان شدند و به گرم کردن خودشان روي چمن هاي مصنوعي اين ورزشگاه مشغول شدند و شايد مجموع اينها باعث شده بازي دو تيم اصفهاني در دقايق پاياني کيفيت نيمه اول را نداشته باشد.

«آسيه»، دختر جواني که براي فيلمبرداري از اين بازي در ورزشگاه حضور يافته اذعان مي کند با اينکه از فوتبال سررشته اي ندارد اما از جايي که نظاره گر اين ديدار بوده به وضوح مي توانسته خستگي را در ساق پاي بازيکنان ببيند: «آنها ده دقيقه آخر به زور خودشان را روي زمين مي کشيدند.»

ساعت 12 ظهر است و «مهناز ذکايي»، داور مسابقه که به زعم «شهبازي»، سرمربي سپاهان مديريت خوبي در اين ديدار نداشت، در سوت خودش به نشانه پايان شهرآورد دختران اصفهان مي دمد و اين دختران که ديگر نايي براي راه رفتن ندارند هر کدام گوشه اي از زمين ولو مي شوند و نفسي تازه مي کنند. برخي از آنها هم کنار نيمکت مي آيند و بطري هاي آب معدني را چنان سر مي کشند که براي لحظه اي فراموش مي کني بازي در يک صبح سرد زمستاني و سرماي چند درجه زير صفر برگزار مي شود آن هم در ورزشگاهي که اطرافش را کوه هاي سر به فلک کشيده فراگرفته است.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها