حيات ذوب آهن اصفهان با چالش جدي کمبود سنگ آهن رو به رو شده است
کد خبر: ۱۴۷۳۰۴
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۸

نصف جهان: مدير عامل شرکت سهامي ذوب آهن اصفهان فرصت را از دست نمي دهد. او در هر جلسه و مراسمي که شرکت مي کند و با هر مسئولي که نشست و برخاست دارد، بزرگ ترين چالش پيش روي ذوب آهن در روزهاي اخير را مطرح مي کند. کاري هم ندارد که طرح اين مشکل به حل آن منجر خواهد شد يانه؛ او سعي مي کند زنگ هاي خطر را براي گوش هاي شنوا و ناشنوا با طنين يکسان به صدا درآورد. اين مدير باسابقه صنعت فولاد کشور خوب مي داند که حيات ذوب آهن با چند هزار نفر پرسنل، به خطر افتاده؛ براي همين تلاش مي کند اگر توانست حتي کورسوي اميدي در اقيانوس نااميدي هاي جاري به روي کارخانه بزرگ تحت کنترل خود باز کند، از اين کار دريغ نورزد.

منصور يزدي زاده 14 ماه است مديريت ذوب آهن را به عهده گرفته اما 25 سال است با زير و بم هاي اين کارخانه آشناست. اين تجربه اندوزي، او را به جايي رسانده که بداند چند ماهي است حيات ذوب آهن فقط به دو کلمه وابسته شده است: «سنگ آهن»؛ و باز خودش بهتر از هرکسي مي داند که چالش محروم شدن ذوب آهن از اين سنگ معدني چه بحران ها که نمي آفريند.

سنگ آهن ماده اي نيست که جايگزين داشته باشد چون خودش از مواد اوليه پرکاربرد در صنايع فولادي است. قرار هم نيست فعلاً از خارج وارد شود چون گفته شده منابع داخلي قادر به تأمين نياز سالانه صنايع هستند. اما از آنجا که در کار انتقال اين «ماده اوليه داخلي» به ذوب آهن گره افتاده است، يزدي زاده فرصت طرح مشکل تأمين سنگ آهن اين کارخانه را در هيچ زمان و مکاني از دست نمي دهد.

 سخت تر از شرايط جنگي

وجود سنگ آهن براي ذوب آهن آنقدر مهم است که کمبود آن در ماه هاي اخير باعث شده اين کارخانه قديمي ايران فعلاً با نيمي از ظرفيتش به فعاليت ادامه دهد. گفته مي شود ذخيره دو ميليون تُني سنگ آهن در ذوب آهن در سال هاي 92 و 93، اين روزها به کمتر از 200 هزار تن رسيده که وضعيت توليد اين کارخانه را در موقعيت خطيري قرار داده است. ذوب آهن حتي در دوران هشت ساله جنگ تحميلي هم با چنين شرايطي رو به رو نشده نبود. اين درست که طرح هاي توسعه کارخانه در آن هشت سال تأثير شرايط جنگي چندان پيشرفتي نداشت اما حمايت از جبهه ها با توليد محصولات مورد نياز، آن هم در سخت ترين شرايط، نام ذوب آهن را به عنوان يکي از کليدي ترين ارکان کشور در پشتيباني از رزمندگان ايران در تمام هشت سال دفاع مقدس ماندگار کرده است.

حالا اما اوضاع قدري متفاوت شده و اين بار ذوب آهن است که نياز جدي به حمايت پيدا کرده است. حامي هميشه حاضر در صحنه هاي حساس سال هاي دهه 60،  حالا خودش در اواخر دهه 90 در پي يافتن يک حامي است؛ آن هم فقط براي اينکه خوراکش که حيات کوره ها به آن وابسته است را تأمين کند و سرپا بماند.

 مديران ذوب آهن دقيقاً چه مي گويند

سنگ آهن مورد نياز کارخانه ذوب آهن از دو راه تأمين مي شود. يکي از  طريق معادن تحت پوشش ايميدرو و شرکت تهيه و توليد مواد معدني و يکي هم از طريق توليدکنندگان بخش خصوصي در نقاط مختلف کشور.

نياز سال جاري ذوب آهن به سنگ آهن براي توليد بيش از سه ميليون تن محصول، حدود پنج ميليون تن است که بر اساس مصوبه هيئت وزيران در مرداد ماه امسال، يک ميليون و 750 هزار تن آن  از معادن تحت پوشش ايميدرو و شرکت تهيه و توليد مواد معدني تأمين شده و تهيه مابقي آن را هم بخش خصوصي تقبل کرده است. حالا اما تأمين کنندگان سنگ آهن ذوب آهن در عمل به تعهداتشان در قبال اين کارخانه کوتاهي مي کنند چون به دنبال نوسانات ارزي و بالا رفتن قيمت دلار، فروش داخلي سنگ آهن جذابيتش را براي توليد کنندگان از دست داده و نگاه ها را به سمت صادرات به آن سوي مرزها خيره کرده است.

مطابق با طرح جامع فولاد، ظرفيت گندله‌سازي فعلي حدود 52 ميليون تن است که بر اين اساس، ميزان استخراج سنگ‌آهن بايد حدود 85 تا 90 ميليون تن در سال باشد اما در حال حاضر ميزان توليد سنگ‌آهن، 72 ميليون تن بوده و طبيعتاً اگر بخشي از آن هم صادر شود، پاسخگوي نياز کشور نخواهد بود. اين، عصاره اعتراض مديران ارشد ذوب آهن است. آنها معتقدند شرايط موجود که روز به روز هم در حال حادتر شدن است، منجر به ايجاد محدوديت هايي براي توليدات صنايع بزرگ فولادي از جمله ذوب آهن اصفهان شده است.

 آغاز ماجرا

کمي به عقب برگرديم؛ به حدود نيم قرن پيش.

کار احداث ذوب آهن اصفهان از سال 1346 آغاز شد و اين کارخانه رسماً از اوايل دهه 50 وارد چرخه توليد کشور شد. ذوب آهن در بدو تأسيس، معادن اصلي سنگ آهن و زغال سنگ کشور را اکتشاف، تجهيز و ساماندهي مي کرد و اين معادن زير نظر اين کارخانه يا صنايع بزرگ مشابه، فعاليت خود را آغاز مي کردند. در واقع ذوب آهن، هم معادن را به زنجيره توليد اضافه مي کرد و هم از مواد معدني آنها به نفع توليد کشور بهره مي برد. اما واگذار شدن ذوب آهن اصفهان بر اساس اصل 44 قانون اساسي و اشتباه فاحش واگذار کردن زنجيره مواد اوليه و بالادستي فولاد به اين و آن يا به رسميت شناخته شدن استقلال معادن، چرخه منظم توليد را به هم زد و پاي سود و زيان معمول تجاري را وسط کشيد. حاصل اين تغيير و تحول، غرق شدن سازوکار توليد ملي در مناسبات پيچيده تجارت و به صدا در آمدن مهره هاي چرتکه هايي بود که بيشتر از توجه به اهميت توليدات ذوب آهن يا هر شرکت فولادي ديگري، به محاسبه دنگ و ديناري سود و زيان توجه نشان مي داد. نتيجه آن که محدوديت در استفاده داخلي از سنگ آهن و صادرات آن توسط کساني که متولي معادن هستند، امروز بحران بزرگي را براي ذوب آهن و شرکت هاي مشابهش خلق کرده است. 

 خام فروشي نکنيد، توليدات را صادر کنيد

اما چگونه است که صادرات سنگ آهن مي تواند بحراني تا اين حد سنگين را بر سر کارخانه پرسابقه و مهمي مانند ذوب آهن آوار کند؟ پاسخ به اين بستگي دارد که اين سئوال را از چه کسي بپرسيد. اگر از مديران ارشد ذوب آهن بپرسيد، به شما خواهند گفت چنين چيزي ممکن است چون اختلاف قيمت بازارهاي داخلي و خارجي آنقدر شده که هر توليد کننده اي را وسوسه مي کند بيشتر از توجه به داخل، در انديشه صادرات باشد و چرخ توليد داخل را از کار بياندازد.

همين چند روز پيش بود که جلال آقابابا، مدير امور مهندسي و نظارت ذوب آهن اصفهان، سنگ آهن را يک «فلز استراتژيک» خواند که صادراتش به گفته او، «خلاف اقتضاي آينده نگري است». او آخرين مدير از مجموعه مديران ارشد ذوب آهن است که تا امروز از «خام فروشي» اين ماده معدني به خارجي ها انتقاد کرده است. پيش از آقابابا هم مديران ديگر اين کارخانه انتقادات مشابهي را مطرح کرده و خواستار متوقف شدن خام فروشي و حمايت از توليد داخلي و صادر کردن محصول به دست آمده از توليد به جاي صادرات مواد خام اوليه شده بودند. يکي از آنها معاون بازرگاني ذوب آهن اصفهان بود که اين سئوال را مطرح کرده که چرا با اينکه سنگ آهن دانه بندي که خوراک ذوب آهن اصفهان است به اين شرکت داده نمي شود، 110 هزار تن از اين سنگ آهن اواسط مرداد ماه از کشور خارج شد؟ سئوالي که هنوز کسي به آن پاسخي نداده است.

اما اگر پاي حرف هاي برخي از مديران وزارت صنايع در تهران و اصفهان بنشينيد،آنها خواهند گفت که ممکن نيست صادرات سنگ آهن لطمه اي به توليدات ذوب آهن وارد کند.

دو هفته پيش مديرکل دفتر بهره برداري معادن وزارت صنعت، معدن و تجارت صريحاً گفت که اگر ذوب آهن اصفهان به مشکل تأمين خوراک برخورده، مقصر خودش است(!) چون نتوانسته براي تأمين مواد اوليه مورد نيازش برنامه ريزي کند. او آماري هم ارائه داد تا ثابت کند موضوع صادرات بي رويه سنگ آهن نادرست است: «87 ميليون تن توليد سنگ آهن داريم که 8/8 ميليون تن آن صادر مي شود. در سال 1391، بيست و چهار ميليون تن صادرات سنگ آهن داشتيم که اين رقم در سال 1397 به 8/8 ميليون تن رسيده است.» کاووس قاسمي اين را هم مي گويد که مشکل ظرفيت خالي ذوب آهن به روابط تجاري اش به ويژه بدهي زياد به معدن داران سنگ آهن بر مي گردد، چرا که به اعتقاد او بقيه کارخانه هاي فولادي مشکلي در اين زمينه ندارند.

البته گردانندگان وزارت صنعت، معدن و تجارت بارها اعلام کرده اند که در تلاش براي حل مشکل تأمين مواد اوليه ذوب آهن هستند. در يکي از اين موارد، صادرات سنگ‌آهن براي توليدکنندگان دولتي ممنوع شد تا نياز واحدهاي توليدي داخل تأمين شود. همچنين به تمامي گمرکات کشور هم اعلام شده که فقط توليدکنندگان و يا نمايندگان رسمي آنها مي‌توانند صادرات انجام دهند آن هم به شرطي که در ابتدا نياز داخل را تأمين کنند. از طرفي وزارت صمت تصميم گرفته مجوز جديدي براي واحد توليد فولاد صادر نکند و تعرفه صادرات سنگ آهن هم با پيگيري اين وزارتخانه افزايش يافته است که دستورالعمل آن از هفته جاري ابلاغ خواهد شد. اما همه اين اقدامات هم باعث نشده مديران ذوب آهن متقاعد شوند که اراده جدي براي تأمين نيازهاي اوليه اين کارخانه وجود دارد. آنها معتقدند جديت لازم براي تحقق همه جانبه اين تلاش ها به چشم نمي خورد.

 مشکل واقعي، بدهي ذوب آهن است؟

رسانه اي شدن بدهي هاي ذوب آهن به توليدکنندگان سنگ آهن به حدود يکسال پيش باز مي گردد. اوايل آذر ماه 1397 قدير قيافه، عضو هيئت مديره انجمن سنگ‌آهن ايران، علت کمبود عرضه سنگ‌آهن به ذوب آهن اصفهان را، ديرکرد اين مجتمع صنعتي در پرداخت تعهدات مالي خود عنوان کرد که به گفته او باعث شده بود توليدکنندگان رغبتي به فروش مستقيم سنگ‌آهن به ذوب آهن نداشته باشند چرا که دريافت پول از اين مجتمع صنعتي نيازمند انتظار طولاني است. 

چند روز پيش هم محمد حسنوند، معاون خط استخراجي يکي از معادن سنگ آهن خواف مشابه همان چيزي را که عضو هيئت مديره انجمن سنگ آهن سال گذشته به آن اشاره کرده بود تکرار کرد هر چند نه به آن صراحت: «ما از نظر توليد به هر ميزان سنگ آهن مشکلي نداريم اما قيمت خريد و پرداخت نقدي حرف اول را مي زند.» معناي حرف اين مدير ارشد صنعت کشور خطاب به شرکت سهامي ذوب آهن اصفهان آن است که ما سنگ آهن داريم، فروشنده هم هستيم اما چون پول نقد مي خواهيم، نسيه نمي دهيم؛ به خصوص به شما که بد حساب هم هستيد!

در پاسخ به اين اتهامات، نعمت ا... محسني، معاون بازرگاني ذوب آهن اصفهان ضمن اينکه تأييد مي کند ذوب آهن بدهي دارد، اما کل معوقات اين شرکت به معادن سنگ آهن را فقط 43 ميليارد تومان اعلام مي کند که عدم تأمين موقتي آن نمي تواند بهانه اي براي تأمين نکردن خوراک اوليه ذوب آهن محسوب شود.

 راه حل چيست؟

هر چه موافقان صادرات سنگ آهن، به «توازن ظرفيت معادن سنگ آهن با نيازهاي آتي کشور» اشاره مي کنند و صادرات آن را بلا اشکال مي دانند، مديران ذوب آهن روي نادرست بودن صادرات اين ماده معدني اصرار مي ورزند. اين کشمکش همچنان بين مقامات عالي کشور از يک سو و مديران ارشد ذوب آهن از سوي ديگر ادامه دارد و اين در حالي است که راه حل مشخصي هم براي پايان دادن به اين بحران ارائه نشده است.   

ذوب آهني ها خواستار آن هستند که ضمن کاستن از حجم صادرات سنگ آهن، به جاي خام فروشي نگاهي هم به توليد ملي شود و از طرف ديگر خواستار اجرايي شدن صدور مجوز واگذاري معدن به ذوب‌آهن هستند تا خودشان زنجيره تأمين مواد اوليه ذوب‌آهن را فعال کنند.

در همين حال، رئيس انجمن سنگ آهن ايران ماه هاست که راه حل اين بحران را در اجراي طرح تشکيل کنسرسيوم مشترک ذوب آهن اصفهان با چندين توليدکننده بزرگ و کوچک سنگ آهن مي بيند که البته اين طرح هم تاکنون به مرحله اجرا نرسيده است. اين در حالي است که همتي، مدير مجتمع سنگان که يکي از اصلي ترين توليدکننده هاي سنگ آهن در کشور است، مي گويد از مردادماه امسال، ارسال سنگ آهن به صورت زميني و ريلي به مقصد ذوب آهن اصفهان آغاز شده و مطابق با درخواست اين شرکت فولادي، تا پايان سال يک ميليون تن سنگ آهن از مجتمع سنگان به ذوب آهن تحويل خواهد شد.

سنگان، تا پنج سال آينده تعهد دارد سالانه يک ميليون تن سنگ آهن به ذوب آهن اصفهان ارسال کند اما اعتراضات مديران ذوب آهن اصفهان به کمبود شديد سنگ آهن و کاهش چشمگير توليدات  اين شرکت نشان مي دهد يا در ارسال مواد اوليه از سنگان خللي به وجود آمده يا اين ميزان آنقدر نبوده که چاره کار ذوب آهني ها باشد تا اين راه حل هم عملاً جواب نداده باشد.

 هر دم از اين باغ...

در ميانه کشمکش ذوب آهن و توليدکنندگان سنگ آهن، از يک مشکل بزرگ ديگر هم رونمايي شده است؛ اينکه بعيد نيست تا چند سال آينده، عنان توليد در ذوب آهن اصفهان يکسره در اختيار خارجي ها قرار بگيرد! چگونه؟ همانطور که جلال آقابابا، مدير امور مهندسي و نظارت ذوب آهن اصفهان به آن اشاره کرده است: «با توجه به فقير بودن کشور از حيث منابع سنگ‌آهن، صادرات سنگ معدن به عنوان يک فلز استراتژيک خلاف اقتضاي آينده نگري است و پيش‌بيني سازمان ايميدرو در خصوص اتمام منابع داخلي سنگ‌آهن و در نتيجه تبديل شدن ايران به وارد کننده سنگ‌آهن بسيار محتمل و جدي ارزيابي مي شود.»

اين در حالي است که سيف ا... اميري، مديرکل دفتر صنايع معدني وزارت صنعت، معدن و تجارت، پا را جلوتر گذاشته و حتي زمان پايان استخراج معادن را هم پيش بيني کرده است: «در سند چشم‌انداز 1404 بايد 55 ميليون تن فولاد توليد کنيم که به 155 ميليون تن سنگ‌آهن نياز دارد و اگر صادرات را سازماندهي نکنيم، ده سال بعد از اين چشم‌انداز، با مشکل تأمين ماده اوليه سنگ‌آهن مواجه مي‌شويم.»

و تازه بعضي گزارش ها، اين پيش بيني ها را خوش بينانه تلقي کرده و از واردات سنگ آهن تا شش سال آينده خبر مي دهند؛ چشم اندازي تيره و تار براي تأمين مواد اوليه يکي از غول هاي بزرگ توليد محصولات فولادي در خاورميانه.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها