حس و حال مردم اصفهان از برگزاری هفدهمین نمایشگاه قرآن و عترت
کد خبر: ۲۴۲۲۷۷
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۲۱

مرضیه غفاریان: از مقابل چندین و چند نفر در لباس خادمان امام رضا(ع) رد می شوی و همینطور که به راهت ادامه می دهی، ناگهان چشمانت قفل می شود به ضریح ضامن آهو. برای چند لحظه میخکوب می شوی و زمان و مکان را گم می کنی. خیال می کنی اینجا مشهد است و رو به روی ضریح حضرت علی بن موسی الرضا(ع) ایستاده ای. دلت می خواهد چند قدم جلوتر بروی و دستانت را گره بزنی به شبکه های نقره ای ضریح. همین که یک قدم دیگر بر می داری، با صدای همهمه بچه ها که در سالن نمایشگاه بین المللی اصفهان پیچیده، یادت می افتد که اینجا نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان است که در هفدهمین دوره خود، با شبیه سازی این ضریح و حضور کانون های آستان قدس رضوی در استان اصفهان، حال و هوای مشهدالرضا را به خود گرفته است.

سه شنبه بعداز ظهر است و یک ساعت بیشتر تا اذان مغرب و زمان افطار مانده است. خانم «بخشی» که کنار یکی از غرفه های مخصوص همین آستان ایستاده می گوید: «شب گذشته در تلویزیون دیدم کنار همین ضریحِ شبیه سازی شده، نقاره زنی هم می کردند و امروز هم که پرسیدم گفتند قبل از اذان مغرب باز هم این مراسم همینجا برگزار می شود.»

او در حالی که چادر دختر 9 ساله اش را مرتب می کند، ادامه می دهد: «راستش را بخواهید تا قبل از اینکه این نمایشگاه به دلیل شیوع کرونا متوقف شود هر سال با خانواده از آن بازدید می کردیم اما تنها جذابیت این دوره نسبت به گذشته همین ضریح بود در حالی که ما انتظار داشتیم امسال نمایشگاه پس از وقفه دو سه ساله پربارتر از این باشد.»

آقای «امامی» که به تنهایی کنار یکی دیگر از غرفه های آستان که صنایع چرمی دست ساز را برای حمایت از زنان بی سرپرست به نمایش و فروش گذاشته ایستاده است، نظری دیگر دارد و می گوید: «به نظرم امسال نمایشگاه قرآن و عترت، هم از نظر دکوراسیون خاص و جذابش و هم تعداد غرفه هایی که برای بچه ها در نظر گرفته اند و خدماتی که در این غرفه ها به کودکان ارائه می دهند خیلی نسبت به سال های قبل بهتر بود.»

غرفه های مخصوص بچه ها در این نمایشگاه کم نیست و استقبال کودکان و نوجوانان از این نمایشگاه هم چشمگیر است، به اندازه ای که جای جای این سالن وسیع پر شده از حضور این بچه ها که دست در دست والدین خود از غرفه ها بازدید می کنند و گاهی به قدری جذب غرفه های مخصوص خود می شوند که فرصت بازدید از غرفه های دیگر را هم از والدینشان می گیرند.

مادربزرگ «زینب» دختر بچه چهارساله ای که در غرفه دارالقرآن مخصوص کودکان در ابتدای ورودی شماره یک نمایشگاه  نشسته و مشغول نقاشی کردن است مدام او را صدا می زند و می گوید: «ول کن نیست، از وقتی آمدیم نشسته اینجا. هرچه صدایش می زنم، انگار نه انگار.» کم نیستند خانواده هایی که مانند این مادربزرگ و نوه اش از طرف مؤسسات فرهنگی و قرآنی استان با اتوبوس به این نمایشگاه آمده اند.

اگر پیش از ورود به سالن امیرکبیر هم متوجه ده دوازده اتوبوس پارک شده، نشده باشی، با جست و خیز این بچه های پرشور و نشاط در محوطه سالن به وضوح پی به این موضوع خواهی برد. کودکان و نوجوانانی که اگر به چهره شاد یکایک آنها دقت کنی شک نمی کنی که هیچکدام از اینکه در بعد از ظهر یک روز بهاری نیمه ابری، به جای رفتن به پارک یا شهربازی و مهمانی، به نمایشگاهی از جنس قرآن آمده اند، ناراضی نیستند.

«امیرعلی» و «امیر محمد» کنار دست یکی از استادان خوشنویسی حاضر در نمایشگاه ایستاده اند و با دقت به هنرنمایی دستان او و لغزش نِی خطاطی اش روی برگه نگاه می کنند. این برادران دوقلو که با مادر و خانواده دایی خود به نمایشگاه آمده اند، می گویند: «خیلی از اینکه به اینجا آمده ایم خوشحالیم. مخصوصاً غرفه "سلام فرمانده" را خیلی دوست داشتیم.» 

بچه های حاضر در نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان به زور حاضر می شوند لحظه ای از شادی وصف ناپذیری که در غرفه هایی چون «ماه مهربونی با بچه های آسمونی»، «شناسایی استعدادهای قرآنی»، «غرفه تخصصی خدمت رضوی فرهنگی و هنری»، غرفه های «دارالقرآن کودک و نوجوان» و غرفه هایی که رایگان روی چهره معصوم آنها نقاشی می کشند و یا غرفه هایی که برایشان داستان های قرآنی را با عروسک و... اجرا می کنند بگذرند و با کسی همکلام شوند تا کمی از حس و حالشان بگویند.

حق هم دارند؛ بزرگ ترها هم بیشتر جذب این غرفه ها شده اند. آنها حتی از غرفه رباتیک که به نظر برخی بازدیدکنندگان شاید به این نمایشگاه و حال و هوای قرآنی و معرفتی آن ربط چندانی ندارد هم نمی گذرند. خانم «ولیانی» یکی از مسئولان این غرفه اما نظر کاملاً متفاوتی دارد. او در حالی که نیم نگاهی به کودکان و نوجوانانی که مشغول بازی با سازه های دستی مخصوص سن خود هستند می کند،

می گوید: «این علم برای بچه ها خیلی مفید است. وقتی قرآن و آموزشِ علوم مختلف کنار هم قرار می گیرند و بچه ها علوم قرآنی و... را فرا می گیرند نیاز است که به خلاقیت آنها هم توجه شود و ما سعی کردیم با آموزش علم رباتیک و به چالش کشیدن این جنبه از توانایی بچه ها، خلاقیت آنها را هم شکوفا کنیم. موضوعی که شاید تاکنون کمی مورد غفلت قرار گرفته است.»

اما اگر بخواهی از غرفه های مخصوص کودکان و نوجوانان در هفدهمین نمایشگاه قرآن و عترت و پربار بودن آنها چشم بپوشی و همچنین اگر فرض کنی بیش از 50 عدد غرفه مخصوص کانون های رضوی با عناوین مختلفی چون «فرهنگی و هنری»، «ایثار و شهادت»، «سلامت»، «سبک زندگی» و... امسال به این نمایشگاه اضافه نشده اند تا با ارائه برنامه های متنوع به مخاطبان خود بر رونق آن بیافزایند، به نظر اکثر بازدیدکنندگان، هفدهمین دوره نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان می توانست با شرکت غرفه داران بیشتر در حوزه های متنوع تر، بیش از این اصفهانی های قرآن دوست را به سمت خود جذب کند و افراد بیشتری حاضر می شدند همراه خانواده رنج راه را هم به خود بخرند و از این نمایشگاه در کمربندی شرق اصفهان، روبه روی منطقه روشن دشت دیدن کنند و از خدماتی که در آن ارائه می شود بهره ببرند.

خانم «مؤمنی» پس از اینکه با وسواس زیاد در انتخاب رنگ، یکی از رحل هایی که به گفته غرفه دار به دست زندانی ها ساخته شده را می خرد و آن را در گوشه ای از کالسکه نوزادش می گذارد، می گوید: «من همیشه از نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان بازدید می کردم، اما به نظرم این نمایشگاه می تواند بیش از این روی حوزه های تخصصی قرآن و حتی ارائه ملزومات فرهنگی کار کند و این دست برنامه ها را هم مورد توجه قرار دهد.» او که دانش آموخته و مدرس رشته علوم قرآنی است، ادامه می دهد: «شک نکنید اگر این امر محقق شود افراد بیشتر جذب این نمایشگاه خواهند شد.»

«سجاد» یکی از غرفه دارانی که دراین نمایشگاه کتب قرآنی و ادعیه و ملزومات فرهنگی به مخاطبان خود عرضه می کند هم معتقد است اگر این نمایشگاه در مکانی در سطح شهر برگزار می شد، بازدیدکنندگان آن به میزان چشمگیری افزایش می یافتند. او در حالی که یک حرز «امام جواد (ع)» را به زوج جوانی که می گویند با موتور به نمایشگاه آمده اند هدیه می دهد تا در مسیر برگشت خطری متوجه آنها نشود می گوید: «قبلاً که این نمایشگاه در سطح شهر بود ما وقت سر خاراندن هم نداشتیم. هرکسی ماشین نداشت هم ترک موتورش سوار می شد و برای بازدید می آمد. اما حالا...»

با همه اینها هرکسی به این نمایشگاه آمده نمی تواند به این راحتی ها از آن دل بکند و راهی خانه شود. حتی با وجود اینکه نزدیک افطار است. مردم  همچنان لابه لای غرفه ها می چرخند و از محصولات مذهبی، هنری و فرهنگی و صنایع دستی بازدید می کنند و گاهی هم دست به جیب می شوند و چیزی می خرند، شاید در حد یک یادگاری کوچک از این نمایشگاه.

خانم «باقری» خیره شده به قاب های گچی کوچکی که وسط آنها آیه «وَإن یَکاد...» نگاشته شده و می خواهد یکی از آنها را بخرد. سرانجام پس از دل دل کردن بسیار، همسر جوانش را می فرستد تا برای پرداخت هزینه آن برای دختر جوانی که سازنده این قاب هاست در غرفه رو به رویی کارت بکشد. دختر جوان که محصولات زیبای دست سازش را روی میز کوچک دایره شکلی وسط غرفه های حجاب و عفاف و صنایع دستی با هنرنمایی خاصی چیده با اشاره به ساخته هایش می گوید: «اکثراً می آیند، به اینها نگاه کرده و کلی ذوق می کنند؛ اما قیمت را می پرسند و می روند!»

گویا ذوق از دیدن محصولات مذهبی و هنری در این نمایشگاه حسی فراگیر بین همه بازدیدکنندگان است و شاید برای همین است که آقای «محمد محمدی»، هنرمندی که اسامی مقدس را روی فلزهایی چون روی و مس، حک و پتینه کاری کرده می گوید: «برای اولین بار است که این کار را کرده ام تا ببینم میزان استقبال مردم چقدر است. چون اکثراً به ظروف قدیمی علاقه دارند و الان هم همه می پرسند که اینها چی هستند.»

کم کم به لحظات ملکوتی اذان مغرب نزدیک و نزدیک تر می شویم اما باز هم پاها برای ترک سالن و فضای معنوی خاصش همراهی مان نمی کنند. ساعت افطار است اما عشق به قرآن و قرار گرفتن در فضای معنوی این نمایشگاه آنقدر جذاب هست که بازدیدکنندگان، عجله ای برای ترک محوطه نمایشگاه نداشته باشند. شاید هم منتظر شنیدن نوای گوشنواز نقاره زنی پیش از اذان هستند تا در ماه رمضان، ماه بهار انس با قرآن از این مسافت دور، از نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان دلشان را وصل کنند به حرم ضامن آهو.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
پربیننده ترین
ویدئو
آخرین اخبار
پرطرفدارها