کد خبر: ۲۴۸۵۹۱
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۴۰۱ - ۰۹:۲۱

مرضیه غفاریان: وقتی صحبت از «کاریزما» و ویژگی های افراد «کاریزماتیک» به میان می آید، هر کس تصویر متفاوتی از این مفهوم ارائه می کند. اما زمانی که درباره نقش چنین شخصیتی در مستطیل سبز سخن می گوییم ناخودآگاه نام بازیکنان و مربیان و داورانی همچون «سر الکس فرگوسن»، «پپ گواردیولا»، «لوئیز فیلیپه اسکولاری»، «دیگو مارادونا»، «لوتار ماتئوس»،‌ «پله»، «فرانتس بکن‌بائر»،‌ «الیور کان»، «پیرلوئیجی کولینا» و... به ذهن فوتبالدوستان خطور می کند. فوتبالی هایی با کاریزمای خاص خود که ادوار مختلف فوتبال به شخصیت شگفت انگیز و پرجاذبه آنها گره خورده است.

نمونه ایرانی این قبیل افراد فوتبالی در کشور خودمان هم کم نیستند از حشمت مهاجرانی گرفته تا علی پروین، ناصر حجازی، امیر  قلعه نویی، علی دایی، احمدرضا عابدزاده، فرهاد مجیدی، علیرضا فغانی و...؛ اشخاصی که همواره اسطوره بوده اند و هنگامی که مسئولیتی در این رشته ورزشی برعهده داشتند با گیرایی و ابهت خاصشان نقش بی بدیلی در روند بازی ها ایفا می کردند. مثلاً در مورد علی پروین همیشه گفته می شد همین خصوصیت اخلاقی ویژه مرد چشم تیله ای فوتبال ایران تأثیر بسزایی در موفقیت وی در زمان سرمربیگری اش داشت. سلطان سرخ ها شاید هیچ تاکتیک خاصی برای هدایت تیمش نداشت اما کافی بود شاگردانش یک نظر به چشمان خشمگین او بیاندازند، حساب کاردستشان می آمد و تلاش می کردند بهترین نتیجه را بگیرند و...، کاریزمایی که حکم آجیل گره گشا یافته بود.

این روزها فوتبال ما به سمتی پیش رفته که جای خالی چنین اشخاصی بیشتر حس می شود. هدایت و رهبری بازیکنان شاغل در لیگ برتر کشورمان که هنوز تا حرفه ای شدن فاصله زیادی دارند نیاز مبرم به حضور افراد کاریزماتیک در میدان بازی را بیش از پیش نمایان کرده است. آنها با تأثیرگذاری، اقتدار، شکوه و نفوذ خود قادرند بازیکنان را هم به خود جذب کنند هم تحت اختیار کامل خود در آورند. در این صورت دیگر بازیکنی پیدا نمی شود که به خود اجازه دهد به هر دلیل و بهانه ای از حضور در تمرینات سر باز زند، هنگام تعویض در مسابقه رفتار ناشایست از خود نشان دهد، هروقت اوضاع بر وفق مرادش نبود در میدان بازی راه برود، از دستورات سرمربی سرپیچی کند و یا همین که به او گفتند بالای چشمت ابروست، قهر کند و ساکش را برکولش بیاندازد و راه خروج از باشگاه را درپیش بگیرد ومنتظر بماند تا با هزار تا سلام و صلوات او را راضی به بازگشت کنند.

تیم های بسیاری در فصلی که پشت سر گذاشتیم از خلأ چنین رهبری آسیب دیدند. نقطه مقابل آنها اما استقلال بود. تیم فرهاد مجیدی نه تنها در لیگ گذشته مهره های مطرحی نداشت بلکه بسیاری از ستاره های سابق خود را نیز از دست داده بود. نکته بدتر ماجرا هم آنجا بود که در اوج مسابقات نیز دو بازیکن کلیدی آبی پوشان بخاطر خدمت سربازی مجبور شدند یارانشان را دست تنها بگذارند و بروند. اما «7 مقدس آبی ها» توانست با همین دستان خالی در کورس قهرمانی از حریفانش پیشی گیرد و جام 21 را آبی کند.

به جرأت می توان گفت که فرهاد مجیدی با بهره گرفتن از کاریزمایی که در شخصیت او و کاپیتان تیمش وجود داشت توانست گوی رقابت را از همقطارانش برباید. همان چیزی که اکثر مربیان لیگ برتری ما با آن غریبه اند و همین باعث اخراج یا استعفای برخی از آنها در انتهای فصل شد. این نکته ای است که باید از همین الان آویزه گوش افرادی شود که جانشین این مربیان ناکام شده اند.

شاید سرمربی تیم ملی ایران هم اگر از بُعد شخصیتی در زمره چهره‌ های کاریزماتیک به حساب می آمد و از فاکتور «اقتدار» و «نفوذ» بی نصیب نبود، این روزها و تنها به دلیل یک شکست در دیدار تدارکاتی اینگونه آماج حملات تند منتقدانش قرار نمی گرفت.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
پربیننده ترین
ویدئو
آخرین اخبار
پرطرفدارها