کد خبر: ۲۶۱۷۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۴۰۱ - ۰۹:۰۸

مهران موسوی خوانساری: حکایت شیفتگی همزمان به «فوتبال دیدن» و «فوتبال خواندن» از آن حکایت های هزار ویک شبی است که در وجود فوتبالدوستانِ مطبوعات پسند نهادینه شده است. این داستانی است به بلندای عمر جام جهانی و روزنامه نگاری، درست مثل داستان سینمادوستانی که آنها هم با مطبوعات همنشینی حسنه ای دارند و تماشای محصولات سینمایی و تلویزیونی را بدون مطالعه اخبار این رخدادها در مطبوعات نمی پسندند.

لابد دیده اید کسانی را که بعد یا قبل از دیدن یک فیلم یا سریال سری به نشریات سینمایی می زنند تا از نقطه نظرات نویسنده های آن رسانه درباره فیلم و سریال مورد نظرشان مطلع شوند. آنها در این کار دنبال لذتی هستند که هم به بیشتر فهمیدن فیلم و سریال کمک می کند و هم اطلاعات جانبی شان درباره آن محصول را به روز خواهد کرد. عین همین ماجرا در رابطه با دو مقوله «مطبوعات» و «ورزش» نیز صادق است.

در سال های نچندان دور هر وقت موسم جام جهانی فوتبال می شد، مطبوعات در صف اول اطلاع رسانی قرار می گرفتند. حداکثر لطف تلویزیون به عشاق ورزش فقط خلاصه می شد در نشان دادن با تأخیر مسابقات جام جهانی و گزارش آن حین پخش اما کار تحلیل و پرداختن به حاشیه ها به دوش مطبوعات می افتاد. مطبوعات هم که می گوییم نه اینکه فکر کنید رنگ و وارنگ روزنامه ورزشی - مثل این روزها - به ماجرا می پرداختند؛ حرف از فقط دو تا هفته نامه است.

2 مجله ای که روزهای شنبه منتشر می شدند  و یک تنه کار تحلیل و تفسیر و تشریح حواشی مُجاز(!) مسابقات را پیش می بردند. این دو تا نشریه، یکی «دنیای ورزش بود» و یکی هم «کیهان ورزشی». هر دو سابقه دار و کارکشته در امر روزنامه نگاری ورزشی اما با این تفاوت که دنیای ورزش خوش آب و رنگ تر بود و گلاسه تر (!) و «کیهان ورزشی» کلاسیک تر و سنگین و رنگین تر. برای همین دنیای ورزش مخاطب بیشتری به خصوص بین جوان ترها داشت و «کیهان ورزشی» سهم کسانی می شد که دستشان از «دنیا» کوتاه می ماند!

این دو هفته نامه در ایام جام های جهانی گرما بخش محافل فوتبالدوستان بود. پوستر ستاره های جام جهانی در دنیای ورزش روی دیوارها می نشست و اخبار «کیهان ورزشی» ورد زبان ها می شد. «دنیای ورزشِ» کمی محافظه کارتر ترجیح می داد فقط به فوتبال و مسائل فنی اش بپردازد اما آن یکی مورد پسند کسانی واقع می شد که ادبیات «کیهانی» را می پسندیدند. خلاصه که فوتبالدوستان، شب های فوتبالی جام جهانی را از این شنبه تا آن شنبه به عشق خواندن تحلیل های این دو مجله سر می کردند و صف به صف شدن مقابل دکه ها را برای خرید «دنیا» به جان می خریدند با این پیش زمینه ذهنی که اگر چنین موفقیتی (!) حاصل نشد، ترفندی برای صاحب شدن یک شماره «کیهان ورزشی» به خرج دهند.

بعدها که اوضاع کمی متفاوت شد، هفته نامه های دیگری هم سربرآوردند. «هدف»، «نیرو»، «پهلوان» و مشابه آنها نشریانی عمدتاً 16 صفحه ای در قطع نشریات عامه پسند بودند که روی کاغذ روزنامه منتشر می‌شدند و محوریت مطالبشان را اخبار و رخدادهای ورزشی شکل می داد. اینها هم به تدریج مخاطبان خودشان را پیدا کردند که البته از ورزش دوستانی بودند که ناچاراً در فراق «دنیای ورزش» و «کیهان ورزشی»، دستشان باید به نشریه ای ورزشی می رسید.

ایام جام جهانی و جام ملت ها و المپیک و بازی های آسیایی و کلاً هر فستیوال ورزشی برای این هفته نامه‌های نوظهور شب عروسی شان محسوب می شد آنقدر که می توانستند از قِبَل پوشش این مسابقات به آب و نان چرب و نرمی برسند.

 بعد از این هفته نامه ها هم «ابرار ورزشی» بنیان روزنامه های ورزشی را پایه گذاشت و هجوم خوانندگان به سمت آن، هفته نامه ها را از حیث تعداد مخاطب به بدترین شرایط ممکن رساند. اما این وضعیت نیز متوقف نماند و حضور روزنامه «خبر ورزشی» و بعد روزنامه «گل» تحول بزرگی در ارتباط بین مخاطب و مطبوعات به وجود آورد تا مرجعیت مطبوعات ورزشی در این دو روزنامه مجتمع شد. این شرایط تا امروز کم و بیش ادامه دارد.

■■■

بررسی شیوه ارتباط گیری چند دهه ای یک نسل با جام جهانی جالب توجه است. پخش تلویزیونی (حالا یا مستقیم و زنده یا غیرمستقیم و مرده!) به جای خودش اما گذر این نسل برای پیگیری فوتبال بر روی کاغذ یک داستان مهیج دیگر است. نسلی که به فصل جام جهانی، از کاریکاتورهای «جواد علیزاده» در کتاب های مصور این کاریکاتوریست مشهور برای جام های جهانی 82 و 86  شروع کرد و دنبال کردن سرنوشت ستاره های تیم های فوتبال را با جمع کردن کلکسیونی تصاویر آنها از داخل بسته های کوچک آدامس ادامه داد و به «دنیای ورزش» و «کیهان ورزشی» و بعدتر هفته نامه های دیگر ورزشی و بعد هم روزنامه های ورزشی رسید.

روزگاری بود که دیدن جام جهانی روی کاغذ لطف دیگری داشت و طُرفه آنکه این داستان هنوز هم ادامه دارد؛ گیرم حالا فوتبال خواندن از روی کاغذ جایش را به فوتبال خواندن از روی تبلت و مانیتور و صفحات گوشی موبایل داده است.

همین است که حکایت شیفتگی همزمان به «فوتبال دیدن» و «فوتبال خواندن» داستان هزار ویک شب شده است؛ پایان ناپذیر، لذت بخش و دمادم پر شور و هیجان؛ گاه از روی کاغذ، گاه از پشت پیکسل.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
پربیننده ترین
ویدئو
آخرین اخبار
پرطرفدارها