کد خبر: ۱۵۸۹۷۹
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۰

 این پرونده شش سال قبل با شکایت مردی جوان به جریان افتاد. او به مأموران گزارش داد جسد همسرش لیدا را در خانه پیدا کرده ‌است. این مرد گفت: صبح روز حادثه من دخترم را با خودم به مدرسه بردم و بعد از اینکه دخترم را رساندم، خودم سر کار رفتم. می‌خواستم درباره موضوعی با همسرم صحبت کنم که با او تماس گرفتم اما به تلفنش جواب نداد. به محل کارش زنگ زدم همکارانش گفتند او سر کار نرفته‌ است. خیلی نگران شدم و به خانه برگشتم و جسد همسرم را پیدا کردم.

 این مرد گفت: همسرم با یکی از همکارانش به نام شاهرخ رابطه دوستانه‌ای داشت. من وقتی داشتم به خانه می‌رفتم، مردی را که شباهت زیادی به شاهرخ داشت، دیدم اما هرچه صدایش کردم جواب نداد. فکر کردم شاید اشتباه کرده‌ام به راهم ادامه دادم. وقتی به خانه رسیدم، جسد زنم را پیدا کردم.

مأموران در تحقیقات بعدی متوجه شدند بین شاهرخ و لیدا پیامک‌هایی ردوبدل شده‌ و شاهرخ در زمان حادثه آنجا بوده ‌است.

این در حالی بود که مأموران متوجه شدند عامل قتل لیدا بعد از کشتن او کارت عابربانکش را هم سرقت کرده‌ و از این حساب مبلغی برداشت شده‌ است.

زمانی که مأموران دوربین مداربسته دستگاه خودپرداز را بررسی کردند، متوجه شدند احتمالا عامل قتل و سرقت شاهرخ است چراکه چهره فردی که از کارت مسروقه استفاده می‌کرد، نیز شباهت زیادی به شاهرخ داشت.

به این ترتیب، شاهرخ شناسایی و بازداشت شد. او بعد از دستگیری به قتل لیدا اعتراف کرد و گفت: من متأهل بودم با این حال، با لیدا ارتباط برقرار کردم. ارتباط ما این‌طور آغاز شد که پدرم فوت کرد و من در تنگنای شدید مالی بودم. او به من پول قرض داد. به خاطر پول چندباری با هم در تماس بودیم و بعد از آن تماس‌مان بیشتر شد البته لیدا به من گفته‌ بود از شوهرش جدا شده اما بعد فهمیدم به من دروغ گفته ‌است. چند ماه بعد از این رابطه بود که متوجه شدم همه‌چیز را دروغ گفته‌ است. برای اینکه بتوانم ارتباطم را با او قطع کنم، چهار میلیون تومان از پول را به او پس دادم و قرار شد یک میلیون تومان دیگر را هم وقتی حقوقم را دریافت کردم، بدهم. بعد به لیدا گفتم من دیگر به این رابطه ادامه نمی‌دهم. گفتم نمی‌دانستم که متأهل است. او گفت متأهل نیست و برای اینکه برایش مشکلی ایجاد نشود، در محل کار گفته‌ متأهل است. از من خواست از نزدیک با هم صحبت و تکلیف آن یک میلیون تومان را هم مشخص کنیم. وقتی وارد خانه شدم، او از من خواست به این رابطه ادامه دهم. گفتم من متوجه شده‌ام متأهل است و وضعیت زندگی او هم نشان می‌دهد او متأهل است. دیگر ادامه نمی‌دهم ضمن اینکه همسر خودم هم ناراحت می‌شود. لیدا اصرار کرد پولش را بدهم. هر چه گفتم صبر کن سر ماه پول را می‌دهم، گفت اگر پولم را ندهی، آبرویت را می‌برم. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و من از خود بیخود شدم و او را به قتل رساندم.

پرونده بعد از گفته‌های این مرد و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. زمانی که متهم پای میز محاکمه رفت، اولیای‌دم درخواست قصاص کردند و شوهر مقتول نیز درخواست مجازات متهم را کرد. سپس متهم دفاعیات خود را مطرح کرد اما دفاعیات کارساز نبود و او به قصاص محکوم و به خاطر رابطه نامشروع به 74 ضربه شلاق محکوم شد. این رأی در دیوان عالی کشور نیز تأیید شد تا اینکه مادر متهم با تلاش بسیار موفق به جلب رضایت اولیای‌دم شد.

روز گذشته جلسه رسیدگی به اتهام متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم برگزار شد. در جلسه رسیدگی مادر متهم گفت: من همه دارایی‌ام را فروختم که بتوانم آنچه اولیای‌دم خواسته‌ بودند را تأمین کنم حتی ظروف خانه‌ام را فروختم. درخواست دارم به پسرم کمک کنید.

در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول دارم و از کاری که کرده‌ام پشیمان هستم. کمکم کنید بتوانم به مادرم و همسرم که خیلی به من کمک کردند، خدمت و کارشان را جبران کنم.

در پایان قضات وارد شور شدند و متهم را به پنج سال و 10 ماه حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم کردند. به این ترتیب، متهم آزاد می‌شود.

برچسب ها: قتل ، جرم ، جایگاه ، اولیای‌دم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها