روزنامه نصف جهان

استعفای معلمان زیر ذره‌بین؛ از حقوق ۲۵ میلیونی تا تکذیب

کد خبر: ۳۰۰۵۱بازدید: ۳۳۶
استعفای معلمان زیر ذره‌بین؛ از حقوق ۲۵ میلیونی تا تکذیب

طی روزهای آغازین ماه مدرسه بررسی روایت‌های منتشرشده درباره استعفای معلمان نشان می‌دهد میان ویدئوهای فراگیر، دغدغه‌های معیشتی فرهنگیان و آمار رسمی آموزش‌وپرورش فاصله‌ای جدی وجود دارد.

محمد بندرعباسی : در روزهای آغاز سال تحصیلی، انتشار ویدئوها و روایت‌هایی از استعفای معلمان در شبکه‌های اجتماعی به یکی از موضوعات خبرساز تبدیل شده است؛ روایتی که از یک سو با بحث قدیمی مشکلات معیشتی و کاهش قدرت خرید فرهنگیان گره خورده و از سوی دیگر، با واکنش وزارت آموزش‌وپرورش و تأکید بر نبود شواهدی برای استعفای گسترده معلمان همراه شده است.  

به گزارش پایگاه خبری نصف جهان، ماجرا از جایی جدی شد که ویدئوهایی از افرادی که خود را معلم معرفی می‌کنند و از تصمیم خود برای ترک شغل می‌گویند، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. در برخی از این روایت‌ها، مشکلات اقتصادی، پایین بودن درآمد، افزایش هزینه‌های زندگی و ناتوانی در تأمین مخارج روزمره به عنوان دلیل تصمیم به استعفا مطرح شده است. 

در همین حال، برخی گزارش‌های رسانه‌ای تلاش کرده‌اند موضوع را فراتر از چند ویدئوی پراکنده بررسی کنند. خبرآنلاین در گفت‌وگو با محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس حوزه آموزش، میانگین دریافتی معلمان باسابقه را حدود ۲۵ میلیون تومان عنوان کرده و هزینه زندگی در یک شهر متوسط را ۶۰ تا ۷۵ میلیون تومان برآورد کرده است. این ارقام در همان گزارش به عنوان برآورد این کارشناس مطرح شده‌اند و آمار رسمی وزارت آموزش‌وپرورش محسوب نمی‌شوند. 


وقتی مسئله فقط «حقوق» نیست

آنچه در میان روایت‌های منتشرشده بیش از رقم حقوق به چشم می‌آید، بحث قدرت خرید و امکان ساختن آینده است. برخی روایت‌های منتشرشده از سوی معلمان، مقایسه‌ای میان سال‌های ابتدایی ورود آنان به حرفه معلمی و شرایط امروز ارائه می‌کنند؛ مقایسه‌ای که نشان می‌دهد مسئله از نگاه آنان فقط پایین بودن عدد فیش حقوقی نیست، بلکه کاهش توان درآمد برای تأمین مسکن، خودرو، آموزش فرزندان، پس‌انداز و سایر هزینه‌های زندگی است. در گزارش خبرآنلاین نیز همین مسئله از زاویه دیگری مطرح شده است؛ این رسانه به نقل از کارشناس آموزش نوشته است که فشار اقتصادی می‌تواند انگیزه معلمان را کاهش دهد و حتی برخی نیروها را به سمت شغل دوم یا ترک حرفه سوق دهد. با این حال، میان وجود نارضایتی معیشتی و استعفای گسترده معلمان باید مرز روشنی ترسیم کرد. ممکن است گروهی از فرهنگیان نسبت به درآمد و شرایط کاری خود ناراضی باشند، اما این موضوع به‌تنهایی اثبات‌کننده خروج گسترده آنان از آموزش‌وپرورش نیست.


روایت فضای مجازی چه می‌گوید؟

بخش قابل توجهی از موج اخیر، نه از طریق آمار رسمی، بلکه از مسیر ویدئوها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. در برخی ویدئوها افرادی از استعفا یا قصد ترک شغل خود سخن می‌گویند؛ اما حتی در گزارش تسنیم نیز تصریح شده است که انتشار چنین ویدئوهایی به‌تنهایی نمی‌تواند استعفای گسترده معلمان را اثبات کند و برای چنین ادعایی باید آمار رسمی ارائه شود. این نکته از نظر خبری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ترند شدن یک موضوع در فضای مجازی با گستردگی واقعی آن در جامعه یکی نیست. تعداد بازنشر، میزان دیده‌شدن یک ویدئو یا قرار گرفتن یک عبارت در میان موضوعات داغ شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند جایگزین داده‌های آماری درباره تعداد استعفاها شود.


آموزش‌وپرورش: ۶۵۰ هزار کلاس همچنان فعال است

در مقابل روایت‌های فضای مجازی، وزیر آموزش‌وپرورش موضع متفاوتی اتخاذ کرده است. علیرضا کاظمی در اصفهان، ضمن رد شایعات مربوط به استعفای گسترده معلمان، اعلام کرد که بیش از ۶۵۰ هزار کلاس درس با حضور معلمان در حال فعالیت است. او همچنین درباره برخی ویدئوهای منتشرشده گفت که تعدادی از افرادی که خود را معلم معرفی کرده‌اند، اساساً معلم نبوده‌اند. وزیر آموزش‌وپرورش در عین حال مسئله را در چارچوب آنچه «جنگ شناختی، ادراکی و فرهنگی» خواند، تحلیل کرد و انتشار برخی روایت‌ها درباره مدارس و معلمان را بخشی از فضاسازی رسانه‌ای دانست. این بخش از ماجرا، روایت رسمی وزارت آموزش‌وپرورش است و باید از اصل وجود ویدئوهای منتشرشده و مطالبات معیشتی فرهنگیان تفکیک شود.


آیا همه چیز فقط یک «شایعه» است؟

پاسخ به این پرسش نیز به همان اندازه نیازمند دقت است. نمی‌توان از چند ویدئوی منتشرشده نتیجه گرفت که آموزش‌وپرورش با یک استعفای سراسری مواجه شده است؛ اما از سوی دیگر، رد یک «موج استعفای گسترده» نیز به معنای آن نیست که مشکلات معیشتی و شغلی معلمان وجود ندارد. حتی گزارش‌هایی که بر غیرواقعی بودن ادعای استعفای گسترده تأکید دارند، وجود مطالبات صنفی و اقتصادی فرهنگیان را انکار نمی‌کنند. تسنیم نیز در گزارش خود میان مشکلات واقعی معلمان و ادعای استعفای گسترده تفاوت قائل شده است.


مسئله‌ای که از دل این جنجال بیرون می‌آید

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا نه تعداد ویدئوهای استعفا، بلکه مسئله‌ای باشد که این ویدئوها دوباره به سطح افکار عمومی آورده‌اند: جایگاه اقتصادی و اجتماعی معلم و توان نظام آموزشی برای حفظ نیروهای خود. اگر فاصله میان درآمد و هزینه‌های زندگی افزایش پیدا کند، پیامد آن الزاماً در قالب استعفای فوری ظاهر نمی‌شود. کاهش انگیزه، افزایش تمایل به شغل دوم، تغییر مسیر شغلی، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش جذابیت حرفه معلمی نیز می‌تواند بخشی از پیامدهای بلندمدت این وضعیت باشد؛ البته اثبات هر یک از این موارد نیازمند داده‌های مستقل و قابل سنجش است.

از همین رو، مسئله استعفای معلمان را نمی‌توان صرفاً با یک هشتگ یا چند ویدئو تحلیل کرد. برای روشن شدن ابعاد واقعی ماجرا، انتشار آمار رسمی درباره تعداد درخواست‌های استعفا، خروج نیروها، ترک خدمت، تغییر شغل و همچنین روند جذب و ماندگاری معلمان ضروری است.


«موج استعفا» یا «زنگ هشدار»؟

آنچه اکنون در دسترس است، تصویری چندلایه ارائه می‌دهد: از یک طرف، ویدئوهایی از استعفا یا اعلام قصد ترک شغل منتشر شده و بخشی از معلمان نیز در فضای مجازی درباره فشار اقتصادی و شرایط کاری سخن گفته‌اند؛ از طرف دیگر، وزارت آموزش‌وپرورش وجود یک موج گسترده استعفا را رد کرده و بر استمرار فعالیت مدارس و کلاس‌های درس تأکید دارد. بنابراین، عنوان دقیق‌تر برای وضعیت فعلی شاید نه «استعفای گسترده معلمان»، بلکه «موج روایت‌های مربوط به استعفای معلمان در فضای مجازی و بازگشت بحث معیشت فرهنگیان به صدر اخبار» باشد. در این میان، یک پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است: چند معلم واقعاً استعفا داده‌اند و چند نفر فقط درباره ترک شغل یا مشکلات معیشتی خود صحبت کرده‌اند؟ 

پاسخ دقیق به این پرسش تنها از مسیر آمار رسمی و قابل راستی‌آزمایی ممکن است؛ آماری که می‌تواند فاصله میان آنچه در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود و آنچه در بدنه واقعی آموزش‌وپرورش رخ می‌دهد را مشخص کند.

نشانی خبر: https://nesfejahan.net/news/30051