کد خبر: ۲۱۸۰۱۰
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۲

امسال باز هم وزارت آموزش و پرورش ترجیح داد زنگ مدارس را در گوشی‌های هوشمند و تبلت به صدا دربیاورد و آن‌طور که از قرائن پیداست باز هم کلاس‌ها آنلاین شروع می‌شود. این که تا پایان سال تحصیلی کلاس‌ها آنلاین خواهد بود یا حضوری می شود هم موضوع مهم دیگری است.

کلاسهای آنلاین مدارس، در سال تحصیلی جدید هم دایر خواهد بود. این امر چه اثری بر آموزش دانش آموزان، نظام آموزشی، کارکنان و معلمان دارد؟

درباره این مساله با چند تن از کارشناسان آموزشی گفتگو کردیم که مشروح این را در ادامه میخوانید:

نیک نژاد، فعال فرهنگی و دبیر فیزیک

از زمان تعطیلی مدارس در اسفند ۹۸ همواره نگران آن بودیم که آموزش با چه کیفیتی پیش می رود. از دید یک معلم و یک پدر خانواده، این موضوع دغدغه مهمی است. امسال بیش از ۱۵.۵ میلیون دانش آموز داریم. این دغدغه از کنکور اثر بیشتری دارد و ذی نفعان بیشتر از افرادی با این دغدغه دست به گریبان هستند. مدارس با شروع داستان کرونا تعطیل شد و همچنان درگیر این بیماری هستیم.

اخیرا سخنان متفاوت و متناقضی از مسئولان می شنویم که قرار بود در ابتدای سال تحصیلی، مدارس بازگشایی شود یا از آبان بازگشایی خواهد شد. الان با اگر و اما و باید و شاید این موضوع دنبال می شود. از نظر من معلم که دبیر فیزیک در تهران هستم، بیگمان آموزش آسیب دیده و خواهد دید. هر قدر هم تلاش کنیم آموزش آنلاین را به بهترین شکل ممکن ارائه دهیم، باز هم در کیفیت مشکل داریم.

آموزش مجازی نمی تواند جایگزین آموزش و پرورش حضوری باشد. به نظر می رسد تلاشهایی که تاکنون برای بازگشایی مدارس شده، به دلایل مختلف موفق نبوده و یا می شود گفت اراده ای برای بازگشایی مدارس وجود ندارد. خانواده ها باید به تصمیمات گرفته شده اعتماد کنند.

عده ای می گویند این میراث دولت قبل است. امروز هم برآیند آن است که خانواده ها اعتماد لازم را به تصمیمات کلان درباره کرونا ندارند. من به عنوان یک ذی نفع آموزش خواستار بازگشایی هستم به شرطی که اولویت تندرستی و حفظ جان افراد باشد. خانواده ها در این زمینه خیلی حساسند.

ابراهیم سحرخیز؛ معاون سابق وزارت آموزش و پرورش و فعال فرهنگی

بدیهی است هیچ چیز نمی تواند جای آموزش حضوری و مشارکت چهره به چهره معلم را در فرآیند یادگیری در محیط مدرسه بگیرد ولی دغدغه ای که به خاطر کرونا وجود داشته هنوز وجود دارد. این هم اختصاص به این دولت و آن دولت ندارد. اولویت اول سلامت افراد جامعه و دانش آموزان است. ما متاسفانه در شرایط فعلی پاسخ محکمی را از ستاد ملی کرونا دریافت نکردیم.

هنوز ابهام داریم واکسیناسیون اواسط بهمن ماه خاتمه می یابد و همه جامعه هدف دو دوز واکسن را دریافت می کنند؟ ابهام داریم جامعه دانش آموزی ما هم به این واکسن نیاز دارد یا باید بقیه افراد به ایمنی برسند؟ کشورهای همسایه چطور رفتار کردند؟ این را باید برای والدین روشن و شفاف کنیم. کیست نداند در این قریب ۲ سال خانواده ها چه کشیده اند. گاهی دوستان وزارتخانه مسایلی را عنوان می کنند که خوشایند معلمان نیست. مثلا می گویند معلمان دچار افسردگی و دانش آموزان دچار خستگی مفرط شده اند. یا به لحاظ رشد عاطفی ما دچار بحثهای آسیبی هستیم.

وزارتخانه باید در این خصوص تدابیری بیاندیشد. آن موقع که مدرسه حضوری با ۱۵.۵ میلیون دانش آموز با تراکم بسیار بالا و کمبود ۳۰۰ هزار معلم، با چه تدابیری و لطایف الحیلی کلاسها را به لحاظ معلم پر کردیم. مدارس را دو نوبته کردیم. بازنشستگان را به کار فراخواندیم. حاصلش شده ۳۵ درصد دانش آموزان دوره ابتدایی از مهارتهای پایه که حساب و خواندن و نوشتن است، محرومند. از نوشتن یا املای اسم خودشان عاجزند، چه برسد به این آموزش غیر حضوری. الان آمار رسمی وزارتخانه می گوید ۲.۵ تا ۳.۵ میلیون دانش آموز و مجلس می گوید گاهی تا ۵ میلیون دانش آموز از آموزش آفلاین یا آنلاین برخوردار نیستند. یعنی ۳.۵ تا ۵ میلیون دانش آموز ترک تحصیل دائم یا موقت کرده اند. با عرض معذرت در طول این مدت هم ارزشیابی به جز پایه ۱۲، مقداری آبکی بوده است. به دلیل این که خواسته ایم لطفی به بچه ها کنیم و آلام و استرس را کم کنیم به راحتی اجازه دادیم دانش آموز به پایه بالاتر برود. این مشکل افت کیفیت آموزش را دوچندان می کند که فردا روزی تاوان این وضعیت را در کنکور و پایه ۹ و ۱۲ شاهد خواهیم بود. لازم است دولت یا ستاد ملی یا گروهی که درباره بازگشایی مدارس اظهارنظر کنند زمان بندی روشنی درباره بازگشایی و ایمنی جامعه اعلام کنند.

این که در مدارس بگویند ما وسایل بهداشتی داریم یا بگویند وسایل گرمایشی و سرمایشی، وجود دارد، حرف درستی نیست. واقعیت آن است که استاندارد خاصی برای سرویس بهداشتی و تهویه و ... نداریم. کلاس ۴۰ نفره امکانی ندارد که شما به پروتکل های اجتماعی برسید. البته مدارس کم جمعیت روستایی را معتقدم اگر معلمان واکسن زده اند، زیر ۱۰ نفر مدارس کم نداریم باید آنها شروع به آموزش حضوری کنند.

رییس سازمان پژوهش آموزش و پرورش گفته است ۳۵ درصد دانش آموزان دوران ابتدایی ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این بحران در افت آموزشی است.

خانواده ها سوالات زیادی دارند. کل سال قبل در بیشتر مناطق آموزش به صورت آنلاین بوده است. اساسا آموزش آنلاین برای دورسی مانند فیزیک، نمی تواند کیفیت بالایی داشته باشد یا برای سایر دروس هم آموزش آنلاین کفایت نمی کند؟

آموزش در کشور کلا کارامدی لازم را ندارد. تجربه خود و دوستانم می گوید در دروس فیزیک و ریاضی به ویژه که نیاز به ارتباط بیشتر و نظارت بیشتر بر دانش آموزان و پیگیری و پرسش است، افت زیادی را در کیفیت شاهدیم.

نهاد آموزش جهانی EI اعلام کرده در سراسر جهان به دلیل کرونا ۴۰ درصد افت آموزشی به ویژه در سطوح پایه داریم. آنهایی که باید خواندن و نوشتن را یاد می گرفتند، ۴۰ درصد افت داشتند. این یک فاجعه است. اگر همان ۳۵ درصد آمار ایران را هم بگیریم باز هم فاجعه است. این یک دردسر جهانی است. این آسیب امیدواریم کوتاه مدت باشد و شرایط به شکلی پیش برود که کلاس حضوری داشته باشیم. در پایه های بالا و کلاسهای ۱۱ و ۱۲ این مساله شاید جدی تر نباشد ولی در سطوح پایه این افت گریبانگیر نسلی می شود که شاید اسم خود را هم نتوانند بنویسند. این دشواری هایی دارد که گریبان جامعه را می گیرد.

باید حاکمیت به سمتی برود که اعتماد مردم را جلب کند و در شهرهای متوسط تا کلانشهر، شرایطی را برای حضور دانش آموزان اعلام کند. تاکنون روش آموزش حضوری یا ترکیبی را اعلام نکرده و مثلا نگفتند ۳ روز حضوری و ۳ روز آنلاین باشیم. این برنامه ها را ندادند. فاصله اجتماعی در کلاسهای کوچک و شلوغ و کم تهویه امکان ندارد. بحث همکاری نکردن معلم و این و آن نیست. معلمان سال گذشته ۱۵ شهریور به سر کلاس رفتند ولی خانواده ها اعتماد نمی کنند. من هم نگذاشتم پسرم به سر کلاس برود. خانمم رفت و گفت از ۴۰۰ نفر دانش آموز دبستان ۱۵ نفر به مدرسه نرفته بودند.

امیدواریم امسال واکسیناسیون معلمان پایان پذیرد و با اعتماد به ایمنی واکسن سر کلاس بروند. مشکل خانواده ها هستند که اعتماد ندارند و ما چشم امید داریم یک برنامه دقیق و مشخص در این باره اعلام شود.

انظاری، فعال فرهنگی

بخشنامه هایی که ابلاغ می شود به ما می گویند به دانش آموزان فقط نمره بدهید. من ۲۹ سال است شاغل در آموزش و پرورش و معاون مدرسه هستم. کیفیت آموزشی خیلی افت کرده است. دانش آموزی که پایه نهم را می خواند یک جمله درست و کامل بلد نیست بنویسد. این از نگاه کمی آموزش و پرورش به مساله آموزش و پرورش است.

مدارسی که محوریت داشتند از جمله مدارس هیات امنایی که خودشان استقلال داشتند، توانستند از بحران عبور کنند. قبولی ما در دبیرستانهای نوبت دوم، نشان می دهد از حدود ۲۴۰ دانش آموز نهم ما ۴۰ دانش آموز در مدارس خوب قبولی داشتیم. چون آزمونهای ترم دوم نهم حضوری بود، هدایت تحصیلی اینها گویای این موضوع است. اختیار مدارس هیات امنایی می تواند به ما اجازه بدهد از نرم افزارهای دیگر به جز شاد برای آموزش آنلاین استفاده کنیم. ما شاد را کنار گذاشتیم و از اسکای روم و سایر نرم افزارها استفاده کردیم و خیلی بازده خوبی داشت.

متاسفانه آموزش و پرورش به کیفیت آموزش توجهی ندارد. مجلس هم اعتنایی ندارد. آقای سحرخیز بهتر می تواند در این مورد توضیح دهد. دغدغه آموزش اگر دارید این مشکلات را از زبان همکاران ما گوش کنید و انعکاس بدهید که دود این مشکلات به چشم آینده ملت می رود. در ایران مدارسی که مدرسه محور هستند می توانند مقداری آموزش و پرورش را معنی کنند. غیرانتفاعی های محدود و سمپادها می توانند از بحران عبور کنند. عدالت آموزشی زیر سوال رفته چون این مدارس پولی و گران هستند و دیگر مدارس دولتی به هیچ وجه نمی توانند فاصله آموزشی را با آنها پر کنند.

مدارس خاص اعم از مدارس دولتی تیزهوشان، نمونه دولتی، سمپاد و هیات امنایی به دلیل بهره مند شدن از ظرفیتهایی که از جیب مردم تامین می شود و گزینش دانش آموزان که با سیاست سواکن و جدا کن پیش می روند، نتایج بهتری از مدارس دولتی می گیرند.

در درس فیزیک و شیمی و علوم پایه ما باز افت کیفیت آموزش را در آموزش حضوری داریم. پایه اول دوره ابتدایی کاملا آموزش تخصصی است. حتی اگر والدین دانشگاهی و معلم هم باشند، نمی توانند جای معلم پایه اول را بگیرند. الان روشهای تدریس دگرگون شده و نمی توانیم ما با همان روشهای قبلی معلمی کنیم.

در حال حاضر ارزشیابی های دانش آموزان کیفی است نه کمی. من وارد بحث ارزشیابی نمی شوم که به قول مولوی شیر بی یال و دم واشکم است. در ارزشیابی توصیفی نه معلمان تصور درستی دارند و نه امکان آن وجود دارد. در آزمونی که به صورت رندوم دانش آموزان را گزینش می کند و سطوح بالای آموزش را هدف قرار می دهد می بینیم که دانش آموز نمی تواند یک پاراگراف را بخواند یا بنویسد. قبلا از کلیله و دمنه و گلستان سعدی ما املا و انشا داشتیم ولی الان چه وضعی داریم؟

ما سالها معلم برای دروس انشا و املا کم می آوردیم و البته برخی معلمان قوی معلم انشا شده بودند که استثنا هستند. متاسفانه در نظام کنکور محور انشاء به حاشیه رفت و گم شد ولی آزمون تراز نشان می دهد ما در بین کشورهای دنیا آخرهای جدول هستیم.

دروسی که در صدا و سیما تدریس می شود و شبکه شاد، معلمان روی آن بحث دارند. ما به طور طبیعی تفاوتهای فردی دانش آموزان را داریم. دانش آموزان مناطق مرزی را داریم. اینها را دانش آموز عادی تلقی کردیم. نمی توانیم انتظار شق القمر از آموزش مجازی داشته باشیم. این یک بسته کمک درسی است که در شرایط اضطراری می پذیریم. ما خودمان را بیگناه نمی دانیم. قرار بوده بعد از سند تحول، محتوای الکترونیک و بسته های آموزشی و رسانه های آموزشی را در کنار معلم به کار بگیریم تا اگر خلاء وجود دارد، پوشیده شود.

ما در دوره ابتدایی ناچاریم از روشهای مجسم و نیمه مجسم آموزشی استفاده کنیم. این که اخیرا کتابهای درسی به کدواره ها مجهز شده و دانش آموزان می توانند با ابزار هوشمند ورود کنند و محتویات آموزشی و تصاویر بیشتر را داشته باشند ولی در سال ۱۴۰۰ باید گفت ضریب نفوذ اینترنت در روستاها چقدر است؟ هنوز ۳.۵ میلیون دانش آموز موبایل مناسب ندارند. دانش آموزان عشایر و کوچ‌رو همه چیز را فراموش کرده‌اند. اینها گم شده نظام آموزشی ما هستند. اینها محو شدند. اینها را نمی توان نادیده گرفت. یکی از استادان نوشته بود سهم مدارس غیردولتی از داوطلبان کنکور ۱۹ درصد کل جمعیت داوطلبان بوده و هم اینها هم بهترین رتبه های کنکور را داشتند. دیگر کسی از موفقیت دانش آموزان مدارس دولتی در کنکور حرف نمی زند.

متاسفانه الان شاهد آن هستیم از نامزدهایی برای وزارت آموزش و پرورش رونمایی می شود که تلقی شان این است که آموزش و پرورش باید تسهیلگر باشد و باید به بخش خصوصی واگذار شود تا این همه حقوق به معلمان ندهد. در حالی که معلم یک عنصر بی بدیل در برنامه درسی است این را همه باید بپذیرند که آموزش و پرورش تخصصی است. قرار نیست هر کسی در حوزه اقتصاد چرتکه می اندازد بیاید آموزش و پرورش را بازیچه خود قرار دهد.

چقدر امکان آموزش ترکیبی در کشور وجود دارد؟ یعنی دانش آموز زمانی را به صورت آنلاین و زمانی به صورت حضوری آموزش ببیند؟

مهمترین نکته در جامعه این است که آموزش و پرورش در اولویت نبوده و نیست. این نگاه این دولت و آن دولت نیست. هر دولتی که آمده آموزش اولویت نبوده است. پیامد و برونداد این است که آموزش و پرورش اولویت ندارد و در این برونداد کسی اختلاف نظر ندارد. وقتی در اولویت نیست، «مساله» هم نیست. این بحث به مسئولان هم مربوط نیست. خانواده ها اگر گلایه ای دارند متوجه مدرسه می کنند. دیوار کوتاه هم معلم است. او باید پاسخگو باشد. البته به جا هم است و هر کسی در موقعیت خود باید پاسخگو باشد. آموزش در جهان به سمت حرفه ای گری می رود. آموزش یک کار تخصصی است. یکی از مشکلاتی که امسال داشتیم، دخالت افراد غیرمتخصص در آموزش بود. درس خواندن پسرم را می دیدم و خانواده ام را می دیدم که دخالتهای بیجا در کار آموزش می کنند، مثلا به قصد کمک می گویند این کار درست است یا نیست. معلم، فردی آموزش دیده است. حالا این آموزش درست یا غلط یک بحث است، ولی با آزمون و خطا پیش رفته ایم. نه آموزش برای خانواده در اولویت است و نه روشنفکران جامعه خیلی دغدغه متفاوتی دارند و خیلی کم می بینیم ورود به بحث آموزش کنند.

دانشگاه ها چه عادی و چه علوم تربیتی با کف کلاس فاصله دارند و عملا آموزشهای دانشگاه ها برای معلمان در کلاس کارایی ندارد. مسئولان هم دغدغه های اقتصادی و سیاسی دارند. آموزش و پرورش اولویت نیست و وقتی اولویت نباشد، آنقدر پراکنده گویی و پراکنده رفتار کردن وجود دارد که خانواده ها را در تصمیم گیری مردد می کند.

کاملا بجا دوستان روی آموزش حضوری تمرکز می کنند. روی خواندن و نوشتن تا سواد علمی را دانش آموز یاد بگیرد. ولی آسیبی در دوران کرونا متوجه دانش آموزان کل جهان شده. ما باید آموزش پرورشی داشته باشیم که دانش آموز را برای زندگی آینده آماده می کند. به قول تجربه گرایان، مدرسه یک جامعه کوچک شده است برای تجربه های یک زندگی عادی در جامعه بزرگتر آینده.

ما هر قدر این فضا را ناکارامد بگوییم، باز هم این کارکرد را برای بچه ها دارد. بچه ها عموما در شهرهای بزرگ و متوسط، در آپارتمان زندگی می کنند. تعدادشان هم در خانه کم است. امروزه این بچه ها نیاز به حضور در جمع دیگران دارند. در آنجا یاد می گیرند چطور با دوستشان تعامل کنند. یاد می گیرند جامعه محدودیت دارد و پدر و مادر همیشه همراهشان نیست که دلشان بسوزد. مدرسه در برابر همه یکسان رفتار می کند. این خودش بچه را آماده می کند برای زندگی آینده.

ما ۵ جانمایه اصلی آموزش را راستگویی، دلسوزی، احترام، پاسخگویی و شجاعت می دانیم. اینها در مدرسه شکل می گیرد که در آموزش مجازی شاهد این اتفاق نمی توانیم باشیم.

بحث آموزش آنلاین یک موضوع است ولی مساله «پرورش» آنلاین، همیشه جای انتقاد داشته است. آیا کرونا باعث شده همه ما داریم نقدهایی را از سیستم آموزشی می شنویم یا قبلا هم بوده و گفته نمی شده؟

قبلا هم این ها گفته می شده، ولی امروز توجه به این مسایل بیشتر شده است. شاید باید توجه بیشتر به این داستان کنیم. چون آموزش در اولویت نیست. خانواده الان تحت فشار ست و تمایل دارد مدارس باز شود. ما دو تجربه خیلی خوب در بازگشایی فضاهای آموزشی در دنیا داریم. تجربه انگلیس در بازگشایی مدارس و تجربه فنلاند را ببینید. در سال گذشته اینها درگیر بازکردن مدارس بودند. انگلیس ۳-۴ ماه قبل از بازگشایی یک بحث عمومی در رسانه ها مطرح کردند که ما داریم به سمت بازگشایی می رویم و یک طرحی به نام «حباب» ارائه دادند. بچه ها در یک زمینه حبابی شکل باید فاصله ها را رعایت کنند. مسئولان می توانند به این سمت و سو بروند -نمی گوییم کپی کنند-  انگلیس به این سمت و سو رفت.

در طرح حباب،  یک متر و نیم فاصله بین افراد همیشه باید رعایت می شد. در ساختار آموزشی بیشتر کشورهای اروپایی، پرستار مدرسه و روانشناس ثابت داریم. اما در دوران کرونا افزون بر این افراد، همیشه این بچه ها، مراکز سیاری برای چند مدرسه در نظر می گرفتند که هر روز صبح بچه ها چک می شدند. بچه ها با سرویس مشخص می روند و می آیند و نوسان جسمی شان چک می شد. در روزهای معمولی اکثر کشورها غذای گرم به بچه ها می دهند و ناهار جمعی می خورند. این به پرورش کمک می کند. در دوران کرونا اینها را روی میز تحریر خودشان در کلاس آوردند. اینها تدارکاتی است که آموزش و پرورش انگلیس دید و بحث شد و به این نتیجه رسیدند که مدارس را باز کنند.

در تجربه فنلاند، ارتباط بچه ها هر چه سن بیشتر می شود، با فضای مجازی بهتر می شود و می توانند کار کنند. مدارس در پایه های بالاتر در فنلاند تعطیل شد و فرضا در یک منطقه، ۳ مدرسه را آنلاین کردند و یک مدرسه در پایه پایین را حضوری کردند تا آسیب در پایه پایین کمتر شود.

مدارس پایه بالاتر تعطیل و آنلاین شد. آمار دانش آموزی در فنلاند بالای ۱۵ نفر در هر کلاس نیست. اما همین کلاس ۱۵ نفر را در مدارس پایه های بالاتر تقسیم کردند که دیگر در هر کلاس ۵ نفر حضور داشته باشند. حمایتهای فراآموزشی هم همیشه است. البته هزینه های دکتر و بیمارستان آنجا مانند ما نیست که سر به فلک بکشد و خانواده مستاصل شود.

خانواده های ما هنوز به نظام آموزشی اطمینان ندارند. نمی دانند چه خبر است. باید از تجربیات جهانی استفاده کنیم. اگر فکر می کردند و می توانستند تمرکز کنند و آموزش اولویت داشت و تعطیلی مدارس برایشان بی تفاوت نبود، می توانستند مدارس را باز کنند. مدارس روستایی و شهرهای کم جمعیت به سمت بازگشایی برود و مدارس شهرهای بزرگ را باید با تانی باز کنند.

اجبار حضور بچه ها در دوره پیش دبستانی حذف شد این حذف چقدر به کیفیت آموزش صدمه می زند؟

پیش دبستانی از آموزشهای ضروری در سند تحول آموزش و پرورش است. کسی در ضرورت آن حرفی ندارد. ما در هزینه ۱۲ سال تحصیلی مانده ایم و واقعا دولت از عهده آن برنمی آید پس می بینیم که الزام دوره پیش دبستانی هم به سمت آن می رود که مراکز پیش دبستانی به صورت غیردولتی اداره شود. طبیعتا وقتی این پایه ورود به دبستان باشد، ما خیلی از مفاهیمی که قرار است آموزشش را از ابتدای دبستان آغاز کنیم باید بن مایه را در دوره پیش دبستانی به دانش آموزان داده باشیم تا به تدریج این دانش آموز را به حد قابل قبولی از سواد برسانیم.

در نگاه تعلیم و تربیت اسلامی این درست نیست که کودکان را در ۴-۵ سالگی از مادر دور کنیم و به مهدکودک بسپاریم. متاسفانه زندگی شهری و دشواری معیشت باعث شده هم پدر و هم مادر هر دو شاغل باشند و اینها ساعات خاصی از روز را- و شاید دونوبته- بر سر کار هستند. شاید در کرونا این بحث کمتر باشد. الان امروز باب شده بچه را می گذارند پیش دبستانی. الان اولیا، قدر مدرسه را می دانند. آقایی قبلا گفت اگر آموزش و پرورش هیچ کارایی نداشته باشد لااقل ۵-۶ ساعت بچه را سرگرم می کند. دست کم در کرونا والدین قدر مدرسه را می دانند. می دانند معلمان چه می کشند. واحدهای کوچک آپارتمانی تحمل دانش آموز را ندارد. ببینید معلم بنده خدا با کلاس ۳۵ و ۴۰ نفری چه می کشد. چه کار سختی معلمان دارند. باید با معلمان به عنوان مشاغل سخت برخورد شود. کار در دوره ابتدایی واقعا دشوار است.

دغدغه حذف الزام پیش دبستانی به جاست و باید آموزشهای ویژه مجازی برای این دوره طراحی شود. بحث حوزه پرورشی هم در شبکه شاد جای خالی دارد. مدرسه باید مشاور داشته باشد. مربی بهداشت و پرستار که نداریم ولی باید مربی پرورشی مجهز و اندیشمند و مشاور داشته باشیم. اگر دانش آموز دچار تشویش خاطر و افسردگی هستند، برخی در خانواده های بدسرپرست و بی سرپرست هستند. برخی دانش آموزان در دوران کرونا تبدیل به کودک کار شده اند. این ها آسیب کروناست. دانش آموزی که ۲ سال رها بوده الان به کلاس برمی گردد چه چیزهایی را آموخته است که اگر بیاید در مدارس به بقیه یاد بدهد چقدر خطرناک است. ما در زمینه بحثهای زیادی داریم و تنگناهایی داریم.

واقعیت این است که همه در دوره کرونا رها شدند. طبق تحقیق وزارت رفاه اشاره شد پیش دبستانی ۱۱ درصد بر توانایی پایه بچه ها اثر دارد. وقتی این ضرورت را داریم پس برنامه پیش دبستانی چرا الزامی نشد؟ ساختار جدیدی که آقای حاجی بابایی شتابان اجرا کرد و نویسندگان سند هم ایراد زیادی داشتند در آنجا آورده اند که قرار بود ساختار آموزشی ۱-۵-۳-۳ شود. سند تحول بنیادین روی پیش دبستانی بسیار تاکید کرده است. از خانواده ها باید کمک بگیرند و در روستاها انگیزه برای ایجاد پیش دبستانی ایجاد شود.

تجربه جهانی می گوید سالهای پیش از مدرسه در آموزش بسیار اثر دارد. تغییری که ایجاد شد ۶-۳-۳ پیش دبستانی را از ساختار حذف کرد. ۳۰ تا ۵۰ درصد دانش آموزان دسترسی به آموزشهای برخط ندارد یعنی ۴.۲ تا ۷ میلیون دانش آموز که در مناطق نابرخوردارند، پیش دبستانی هم ندارند و دبستانشان هم درست نیست.

باید رسانه ها و افراد تاثیرگذار تلاش کنند به سمت عدالت آموزشی برویم. یکی از شاخص های مهم شکاف طبقاتی، شکاف آموزشی است. ضریب جینی در ایران نشان می دهد شکاف طبقاتی در سالهای گذشته ۲.۵ برابر شده ولی درباره آموزش، این تفاوت و شکاف ۶۵ برابر شده است. یعنی شکاف آموزشی به شدت بالاست.

در جامعه ای که این شکل را گرفته و رییس جمهور هم می گوید شکاف طبقاتی داریم چرا وزیری را معرفی می کند که خود معتقد به شکاف طبقاتی است؟

رفسنجانی، دکترای تخصصی آموزش و پرورش و فعال فرهنگی

گزارشی که مرکز بررسی های ریاست جمهوری منتشر کرده می گوید آمادگی ذهنی خانواده ها شرط لازم برای بازگشایی مدارس است. به خصوص خانواده های طبقه متوسط شهری حتی پس از واکسیناسیون هم حاضر به فرستادن دانش آموزان به مدرسه نیست. این را نظرسنجی ها می گوید. برای همین آگاهی بخشی نسبت به کارایی واکسیناسیون بسیار مهم است تا خانواده ها خیالشان راحت شود. بعد نظرسنجی های منطقه ای انجام شود و در مناطقی که واکسیناسیون اثرگذار بوده، با درایتی به سمت بازگشایی مدارس حرکت کنیم.

بعضی وقتها نظام آموزش و پرورش را با سایر کشورها مقایسه می کنیم. واقعیت این است که تئوری جهانشمولی در باره کرونا نداشتیم. هر کشوری به هر سبکی عمل کرده بود هر کسی به روش خود برای بازگشایی عمل کرده بود و برای همین نمی توان گفت کدام تئوری صحیح است. الگوهای بازگشایی سنتی، تدریجی، برنامه های متناوب و دور سالانه را داریم. برخی کشورها نتایج مثبت گرفتند و بعد دوباره مدارس را بستند.

پژوهشی که انجام شده نشان می دهد بیش از ۱۰ روز ترک مدرسه، ۳۶ درصد تمایل به ترک تحصیل را در دانش آموزان افزایش داده است. آیا می توانیم خانواده ها را قانع کنیم واکسیناسیون در بازگشت به زندگی عادی تاثیر داشته یا نه؟ مساله اصلی ما در جامعه خانواده ها هستند. یعنی خانواده ها رضایت می دهند بچه ها در مدارس شرکت کنند یا خیر؟ یکی دیگر از عوامل خود معلمان هستند. معلمی که در مناطق روستایی خدمت می کند آیا می تواند و تحمل این را دارد همکارش سر کلاس نرود و او برود؟ آیا دولت می تواند درخواست این بخش از معلمان را پاسخ بدهد؟ اینها حقی اضافه می خواهند و معضلی است که باید برایش راهبردی تعریف شود.

ناکارامدی آموزشهای مجازی در کشور مشخص شده است. به دلیل نبود زیرساختها آنطور که باید اتفاق خاصی در کشور اتفاق نیفتاده است. طرح آموزش رایگان پیش دبستانی در کشور در حال اتفاق است. ثبت نامها را شروع کردیم و اتفاق های خوبی افتاده است. فکر می کنیم ۳۰ تا ۴۰ درصد پوشش فراگیران در آموزش دوره پیش دبستانی را این طرح افزایش داده است.

فرج کمیجانی

نگاه جامعه را از همین اتاق می توان سنجید. الان بحث آموزش و پرورش است و نگاه جامعه را می توان از تعداد کاربران حاضر در کلاب دید.

در بین دوگانه سلامت و آموزش، قطعا سلامت از اولویت بالاتری برخوردار است. به دلیل این که بسترهای لازم برای حضور دانش آموزان در مدارس ایجاد نشد، زنگ مدارس آنلاین شد. امیدواریم واکسیناسیون کادر آموزشی و دانش آموزان به زودی انجام شود و آموزشهای حضوری دنبال شود.

آموزش و پرورش ما هزاران هزار مساله داشت و کرونا آمد و یک سری مسایل هم اضافه شد. یک سری امکانات و ابزارهای جدید می طلبد که فراهم نشده است. تعداد کثیری از دانش آموزان امکان استفاده از آموزش مجازی ندارند. معلمان هم از وسایل شخصی خود برای آموزش آنلاین استفاده می کنند. درصد زیادی از دانش آموزان حضور ندارند.

کیان ارثی معلم و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان استان البرز

مایلم توجه دوستان را به این ۳ پرسش جلب کنم. در دوره بعد از کرونا چه آموزشهایی را در آموزش و پرورش خواهیم داد؟ چه روشها و مکانیزمهایی را داریم؟ نیاز به بازنگری در روشهای آموزش حضوری داریم؟ زمانی بچه های پیش دبستانی و دوازدهم از حضور در کلاس امتناع می کردند تا به آموزشگاه های کنکور بروند. آن موقع مدیران و دبیران درگیر بودند. در دوره پس از کرونا خانواده ها تجربه کرده اند دانش آموزان در خانه نشسته اند و فارغ التحصیل هم شده اند. آیا استقبال از مدارس حضوری کمتر نمی شود؟

خبر دارم در وزارتخانه در حوزه آموزشهای راه دور کارهای خوبی می شود و امیدوارم این سرعت گیرد. این که بیان می شود آموزش و پرورش نهاد حکومتی است معلمها خود را به این دلیل سهیم در سیاستگذاری آموزش نمی دانند. معلمان به اولیای دانش آموزان می گویند ما بچه های خودمان را به صورت حضوری به کلاس نمی فرستیم شما اختیار بچه خودتان را دارید. این جمله نشان می دهد معلمان و صنوف آنها در تصمیم گیری ها خیلی موثر نیستند.

نکته سوم آموزش و پرورش باید قبول کند در دوره ای که معلمان از وسایل شخصی و تجهیزات خود استفاده می کنند، نباید انتظار پاسخگویی داشته باشیم. آموزش مجازی نشان می دهد ۱.۸ برابر بیشتر از آموزش حضوری وقت معلمان پر و اشغال می شود. اینها نشان می دهد آموزش و پرورش آمادگی ندارد بخش سخت آموزش مجازی را حمایت کند و معلمان تنها گذاشته شده اند.

درباره روش ترکیبی معتقدم باید اختیار را به استانها بدهیم که روی مدرسه محوری متمرکز شوند. این الگو ایده آل نیست ولی از بلاتکلیفی می توانیم بیرون بیاییم. در برخی مدارس، به جهت کم جمعیت بودن، تصمیم را شورای مدارس بگیرد و رضایت نسبی اولیا را کسب کنیم تا مدارس حضوری باشد. برخی مدارس این فضا را اجازه می دهد. این کار ساده ای نیست و برنامه نویسی و برنامه ریزی زیادی می خواهد.

نهایتا همین پیشنهاد را می دهم که مدل مدرسه محوری با مشارکت شورای آموزش و پرورش با عضویت فردی از ستاد مبارزه با کرونا، تشکیل شود، دغدغه های اولیای دانش آموزان و بحثهای سلامت هم جدی گرفته شود.

برچسب ها: معلم ، آموزش آنلاین ، مدرسه ،
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها