کد خبر: ۲۲۳۶۲۲
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۲

ایرج ناظمی: رییس فعلی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور تاکنون نتوانسته بود یک وزیر را در مجموعه خود ببیند تا اینکه سرانجام «دکتر محمد مهدی اسماعیلی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با علاقه مندی خاصی که از خود در حوزه رسیدگی به امور مساجد نشان می دهد، در شامگاه چهارشنبه گذشته به مجموعه باغ زیبای تهران رفت تا در گردهمایی مدیران ستادی و استانی این ستاد شرکت کند.

پیش از این، «حبیب رضا ارزانی» رئیس ستاد مذکور تلاش زیادی کرده بود تا از وزیر سابق وزارت ارشاد به بهانه خرید و راه اندازی یک ساختمان 6 طبقه، در زیرمجموعه اش پذیرایی کند، که در این مسیر ناکام مانده بود. اگر چه دلیل لغو این بازدید در آخرین ساعات منتهی به زمان موعود، هرگز عیان نشد؛ ولی برخی شنیده ها، حاکی از احتیاط وزیر سابق در ورود به حاشیه هایی است که در مورد خرید همان ساختمان مطرح بود. ساختمانی که در اوج کم التفاتی به کانون ها و عدم حمایت مالی از فعالیت های آنها، با صرف ده ها میلیارد تومان خریداری و تجهیز شد و برای استقبال از «سید عباس صالحی»، رنگ و لعاب خاصی گرفت.

بسیاری بر این باور هستند که هزینه خرید این ساختمان از محل بودجه ای است که به افزایش رونق فعالیت کانون ها اختصاص داشته و این اقدام یک تخلف عینی محسوب می شود که ظاهرا به اطلاع نهادهای نظارتی اعم از سازمان بازرسی کل کشور و... نیز رسیده است.

فارغ از این موضوع، صرف هزینه های گزاف برای تجهیز یک ساختمان با طرح و مصالحی که جنبه تجملاتی دارد و با روحیه و فرهنگ مسجدی در تناقض آشکار است، جابه جایی محل استقرار پرسنل و عدم ترک و واگذاری ساختمان استیجاری قبلی که ماهیانه ده ها میلیون تومان از بودجه ستاد را صرف خود می کند و... به علامت سئوال و تعجب های بی شماری نیاز دارد که باید در برابر این اقدام رئیس ستاد کانون های فرهنگی مساجد قرار داد.

چهارشنبه گذشته، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقتی شروع به صحبت برای مدیران ستادی و استانی کانون های فرهنگی هنری مساجد نمود تا چراغ راه آینده بچه مسجدی ها را روشن کند، غافل از آن بود که پیش از او، رئیس ستاد مذکور که در ساختار سازمانی، مشاور وزیر نیز محسوب می شود، سخنرانی طولانی مدتی داشته تا در بین مطالب خود با ظرافت خاصی بگوید: «وقتی دولت قبلی در ماه های پایانی آن قرار داشت خدمت دکتر صالحی عرض کردم اجازه بدهید من که مأمور شدم به ستاد فهما، به پژوهشگاه برگردم و کار دانشگاهی خود را انجام دهم که ایشان لطف کرده و گفتند: "کارهای خوبی در زمان شما شروع شده است که باید توسط خود شما ادامه یابد." وقتی دکتر اسماعیلی نیز تشریف آوردند خدمت ایشان نیز عرض کردم که اجازه دهید من به پژوهشگاه برگردم که ایشان نیز فرمودند: "کارهای خوبی را که شروع کردید، ادامه دهید."»

با طرح این جملات این گمانه تقویت شده که اصل برگزاری گردهمایی و فراخواندن مدیران استانی کانون های فرهنگی مساجد به تهران، صرفاً با انگیزه طرح همین چند جمله و تقویت جایگاه رئیس آن بوده است. چرا که از زمان تشکیل دولت جدید تا کنون، شایعات متعددی در مورد عزل قریب الوقوع «حبیب رضا ارزانی» بر سر زبان ها بوده است که وضعیت صدارت و تثبیت مدیریت وی را به نحو بارزی با تزلزل مواجه نموده است.

شاید عامل اصلی وضعیت فعلی که تمرکز مدیران میانی در پیگیری امور مساجد را نیز با تعلل مواجه ساخته است، شخص خود «ارزانی» باشد که اجازه داده است افراد پیرامونی او برای تثبیتش در مقام فعلی و یا تدارک مسئولیتی مناسب برای او در مجموعه ای دیگر به رایزنی های گسترده بپردازند. کما اینکه یک بار نیز نام وی به عنوان «معاون فرهنگی شهردار اصفهان» مطرح شد و در آستانه انتصاب قطعی، با تلاش جمعی از جوانان انقلابی این استان، موضوع منتفی شد. شاید علت اصلی این مخالفت با حضور «ارزانی» در اصفهان وجهه و خاستگاه اصلاحاتی وی باشد که علاوه بر ضعف فراگیر عملکرد چهار سال گذشته، به عنوان یکی از دلایل مخالفت با تداوم حضورش در بدنه وزارت ارشاد نیز شناخته می شود.

«ارزانی» که در چهار سال اول دولت تدبیر و امید به عنوان مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان انتخاب شد، در دوره دوم ریاست جمهوری روحانی به عنوان مشاور وزیر و رئیس ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور منصوب شد تا مجری و طراح برنامه های همسان با سیاست و خط مشی اصلاح طلبان در گستره مساجد کشور باشد و هم اکنون دیگر بعید است دولت فعلی بتواند یک برنامه ریز فرهنگی دولت بنفش را در رأس مجموعه های اصلی وزارت ارشاد تحمل کند.

به اعتقاد برخی از دست اندرکاران و به خصوص کارکنان و مدیران استانی کانون های فرهنگی مساجد، اساسنامه این ستاد، سند تحول تدوین شده برای آن و حتی ساختار سازمانی جاری هم دارای نقاط ضعف فراوانی است که نیاز به تغییر و بازنگری اساسی دارد تا پویایی، خلاقیت و روحیه انقلابی فعالیت در عرصه مساجد را بارور نموده و در ضروری ترین اقدام، بیانیه گام دوم انقلاب را مبنای اندیشه و عمل قرار دهد.

اگر به زیرساخت کانون های فرهنگی مساجد نگرشی کوتاه داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که این کانون ها بر اساس جوشش فرهنگی و مذهبی جوانان انقلابی، که به بچه های مسجد مشهور هستند، بنا گذاشته شده است و به جای استفاده آماری و عددی از تلاش آنها، باید برای کیفی سازی فعالیت های کانون ها برنامه ریزی و اقدامات گسترده ای مد نظر قرار گیرد. چه بسا ارائه اعدادی همچون اجرای طرح شنبه های کتاب در بیش از 30 هزار مسجد و یا اجرای طرح سه شنبه های تکریم برای تقدیر از 35 هزار خانواده شهید و مواردی از این قبیل، که از سوی «ارزانی» مطرح می شوند، به شدت محل تردید بوده و بعید است وی به چنین توفیقی رسیده باشد. حال آنکه بر اساس خبری هم که از سوی خبرگزاری وابسته به ستاد مذکور منتشر شده است، وی در جمع مدیران زیرمجموعه خود، ابتدا اعلام می کند: «طرح شنبه های کتاب در بیش از 30 هزار مسجد کشور در حال انجام است.» و سپس در بخش دیگری اعتراف می کند: «آمار کتابخانه ها را واقعی کرده ایم که از 14 هزار به 10 هزار کتابخانه واقعی تبدیل شده است.»

این تناقض گویی در اعداد و ارقام در حالی است که مدتهاست سایت اداره کتابخانه های این ستاد، که مرجع کامل اطلاعات و آمار کتابخانه های مساجد کشور بود، از دسترس خارج شده است؛ سایتی که اطلس کتابخانه های مساجد کشور را در بر گرفته و حاوی اطلاعات ارزشمندی در این حوزه بود.

لزوم بررسی و رسیدگی به وضعیت اسفناک ایجاد شده برای کتابخانه های مساجد و نزول توجه به این مراکز در مقایسه با دوران تصدی رئیس سابق ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد، که با یک تحقیق ساده قابل راستی آزمایی است، در حالی شکل جدی تری به خود می گیرد که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معتقد است: «۲۶ هزار کانون، یعنی ۲۶ هزار کتابخانه عمومی و این فرصت مغتنمی است. محور کار ما در دوره جدید، مردمی سازی فرهنگ و هنر است و این کار به جز از طریق مسجد محقق نمی‌شود.»

در این میان باید اذعان داشت که تحقق ایده وزیر ارشاد در حوزه کتابخانه های مساجد در گام اول به انتخاب یک مدیر مدبر، صادق، جوان، پویا و مردمی نیاز دارد تا فارغ از هرگونه تجملگرایی و بروز رفتار اشرافی، ابتدا به کیفی سازی فعالیت کانون ها و در گام های بعد به توسعه این مجموعه های مردمی بپردازد. چه بسا اگر همین آمار 26 هزار کانون مورد اشاره وزیر ارشاد که در طول چهار سال گذشته، کمترین میزان از حمایت مادی و معنوی را تجربه کرده اند را هم قطعی و واقعی بدانیم، باید توجه داشته باشیم که در بدو انتصاب «حبیب رضا ارزانی» تعداد کانون های مسجدی 25 هزار مورد بوده است و در حالی که مطابق برنامه ششم توسعه کشور، باید این تعداد به صورت مستمر افزایش یافته و تا پایان دوره اجرای برنامه مذکور، کلیه مساجد شهری و روستاهای بالای هزار نفر جمعیت از کانون های فرهنگی و هنری برخوردار شوند. در حالی که در طول چهار سال، تعداد کانون ها تنها به اندازه هزار مورد افزایش داشته است.

این تعلل و کم کاری در حالی شکل گرفته است که با توجه به شرایط داخلی و بین المللی در طول چهار سال گذشته، لزوم گسترش کمی و کیفی کانون ها به شدت احساس می شد. به خصوص وقتی که کشور در اوج شرایط خاص تحریم و کرونا بود، ظرفیت کانون های فرهنگی مساجد می توانست برای آگاهی بخشی و کمک رسانی به آحاد مختلف مردم به کار گرفته شود؛ ولی نه تنها حمایت مؤثری در این زمینه صورت نگرفت، بلکه حتی با توسعه تعاملات مجازی به واسطه شیوع ویروس کرونا، هیچگونه ارتباط جامع و فراگیری از سوی رئیس ستاد کانون های فرهنگی مساجد کشور با مسئولین و اعضای این کانون ها برقرار نشد. حال آنکه وضعیت جاری، موقعیت مناسبی بود تا رئیس این ستاد، تهدید را به فرصت تبدیل نموده و به صورت مستمر به گفتگوی مجازی و برقراری ارتباطات و گفت و شنودهای اینترنتی دو سویه با «بچه های مسجد» بپردازد و شنونده درد دل های آنها باشد.

شرایط فوق الذکر و عدم ارتباطات فراگیر داخلی در حالی است که «حبیب رضا ارزانی» حضور در عرصه بین المللی را به عنوان کار مهم خود تلقی می کند. آن هم در حالی که در این حوزه قادر است تنها به اعزام 160 نفر به کربلا و مسافرت یک گروه ده ‌نفری به لبنان اشاره نماید.

مسلماً اعزام 160 نفر به کربلا در شرایطی که تا قبل از شیوع ویروس کرونا، سالیانه میلیون ها نفر به این شهر مقدس مسافرت می کردند، اقدام خاصی به شمار نمی آید و از ترکیب نفرات اعزامی به سفر لبنان هم سخنی مطرح نشده است تا مشخص شود که آیا مسئولین ارشد ستاد هم که در این سفر حضور داشتند، در شمارگان همان جمع محدود ده نفری بوده اند یا خیر؟

این شرایط در حالی شکل گرفته است که اگر «حبیب رضا ارزانی»، برادر بی سواد و بی تجربه خود در حوزه رسانه و ارتباطات را به عنوان مدیرکل روابط عمومی و بین الملل ستاد مورد نظر منصوب نمی کرد، شاید نه تنها مانع از بروز و جلوه گری خود در حالت تبلیغاتی پر هزینه می شد و در تعامل با کارکنان، در همفکری با مدیران کانون ها و ستادهای استانی و در بهره مندی از خلاقیت و پویایی و دلسوزی جوانان انقلابی و مسجدی به بلوغ می رسید، بلکه به طور قطع می توانست در عرصه بین الملل نیز ایده و افکار متعددی را به فرجام برساند.

با این مختصر شرح ضعف عملکرد و تناقضات گفتاری «ارزانی» معلوم نیست که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چه نقطه قوتی را در این اصلاح طلب مستقر در اردوگاه فرهنگی دولت بنفش دیده است که به او گفته: «کارهای خوبی را که شروع کردید، ادامه دهید.» هر چند به نظر می رسد عدم تعیین مدت برای این ادامه دادن از نظر وزیر، تنها برای دوره ای کوتاه و صرفاً تا زمان انتخاب فرد جایگزین باشد و تعیین ساختاری که بتواند برای تداوم اشتغال «ارزانی» در نظر بگیرد. چرا که ظاهراً نوع رابطه استخدامی او با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نوع «استخدام رسمی» بوده و خواه ناخواه باید در جایی به کار گرفته شود.

طبیعتاً اگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نمی خواهد که ساختار سازمانی تحت مدیریتش در راهروهای وزارتخانه، معاونت ها و اداره کل های زیرمجموعه آن، منفذ بنفش پیدا کند، شاید بهترین انتخاب همان پژوهشگاهی است که خود «ارزانی» پیشنهاد داده است تا در آن «صرفاً» به تدریس بپردازد.

 

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها