تبیین اندیشه حکومت شیعی در سمینار علمی ولایت فقیه در اصفهان
کد خبر: ۶۷۲۸۹
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۶

نصف جهان: همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران، نظریه سیاسی حدیدی در سپهر سیاست رخ داد و آن تلفیق ولایت فقیه و مردم سالاری بود که در کلان سیاسی، هم حاکمیت دین و هم حاکمیت مردمی به رسمیت شناخته شد، مدلی که پدیده جدیدی بود و در تاریخ اندیشه سیاسی، هیچگاه با این نظریه مواجه نمی شویم.

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم که سخنران دومین سمینار علمی ولایت فقیه با موضوع «رابطه ولایت فقیه با دموکراسی و نظام پادشاهی» بود در جمع طلاب و روحانیون و... با بیان این مطلب، گفت: ما به سه کلان نظریه سیاسی: مردم سالاری دینی که در نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه متبلور شده، خلافت جریان غالب در محیط اهل تسنن و لیبرال دموکراسی جریان غالب در کشورهای کلاسیک مواجه هستیم و رقیب اندیشه سیاسی نسبت به ولایت فقیه در جمهوری اسلامی، نظام لیبرال دموکراسی است.

حجت الاسلام والمسلمین احمد واعظی در مقایسه نظریه امامت با نظریه خلافت افزود: اگر جهان تسنن به خلافت معتقد است، جهان تشییع هم به نظریه امامت معتقد بوده و ولایت فقیه نیز از شئون امامت ا ست و برای مشروعیت ولایت فقیه، بحث امامت مطرح می باشد و اساس ولایت فقیه به امامت بازگشته و تابلوی آن امامت است.

وی با بیان اینکه بین نظریه امامت با نظریه خلافت چند تفاوت وجود دارد افزود: تصور جهان تسنن از خلافت، اداره شئون دنیوی است اما در اندیشه شیعه، امامت ذعامت دینی داشته و ولایت سیاسی برای امام معصوم یکی از شئون امامت است و در حقیقت ولایت سیاسی، ا داره شئون دینی و عامه جامعه، حق امام است. این درحالی است که از نظر شیعه چون امامت عهد الهی است، امام منصوب الهی است در حالی که اهل سنت در بحث خلیفه، معتقدند جایز است خدا نصب کند اما خدا اینکار را نکرده است.

تفاوت دیگر آن است که از نظر شیعه امام باید از عصمت و علم لدنی برخوردار باشد ولی از نظر اهل سنت اینگونه نیست.

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم این را هم گفت که عدالت در اندیشه سیاسی خلافت، جایگاه رفیع نداشته و در نظر فقهای اهل سنت، امنیت و ثبات جامعه مقدم بر عدالت گستری است اما در فرهنگ شیعی، عدالت از بزرگترین مقاصد شریعت می باشد و قسط و عدل از بالاترین اهداف اجتماعی به شمار می رود.

حجت الاسلام والمسلمین واعظی سپس به نظریه ولایت فقیه اشاره کرد و افزود: در عصر غیب امامت، ما ولایت فقیه که نایب امام است را داریم و نظریه ولایت فقیه نظر سیاسی شیعه در عصر غیبت در انقلاب اسلامی با دموکراسی و ایفای نقش مردم در ابعاد سیاسی پیوند خورده است، عضو شورای انقلاب فرهنگی با بیان اینکه دموکراسی با اسلام تحقق می یابد گفت: از دموکراسی دو تلقی وجود دارد که یکی دموکراسی ارزشی و دیگری دموکراسی روشی است و در این میان کسانی که به دموکراسی به عنوان ارزش نگاه می کنند معتقدند مردم آن را انتخاب کرده و حق است اما دموکراسی روشی براساس رأی حداکثری برای حل اختلافات می باشد.

حجت الاسلام والمسلمین واعظی در بخش دوم سخنانش، لیبرال دموکراسی را رقیب جدی نظریه سیاسی دینی دانست و با تشریح پدیدآمدن لیبرال دموکراسی در غرب گفت: دموکراسی ناب یعنی اینکه هر چه اکثریت گفته، حتی اگر خروجی آن مضمون ظالمانه داشته باشد به همان عمل شود و آنچه لیبرال های اولیه از آن ترس داشتند این بود دموکراسی ناب مهار نشده، مطلق و بدون قید و شرط، استبداد به همراه داشته باشد. بنابراین دموکراسی را مهار و از حالت ناب و خالص خارج کردند و دموکراسی محدود شده را متولد کرده اند و اینکه مجلس منتخب اکثریت می تواند قانون گذاری کند و مشروع است به شرط اینکه قانون آن، ارزش های لیبرالیسم را مخدوش نکن و بدینسان لیبرال دموکراسی ایجاد شد که نظریه ای سیاسی است که در عین به رسمیت شناختن دموکراسی، در چارچوب اصول آن را مهار می کند.

وی با این مقدمه، به تشریح مردم سالاری دینی پرداخت و گفت: ما درنظام سیاسی شیعه در عصر غیبت، دموکراسی روشی یعنی حاکمیت مردم را به رسمیت می شناسیم و خواهان مشارکت و حضور مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و نحوه حکمرانی هستیم اما به عنوان جامعه اسلامی اعلام می کنیم: ما حاکمیت مردم را به رسمیت شناخته، دموکراسی را قبول داشته و بازی گردی منتخبین مردم در نحوه اداره جامعه را به رسمیت شناخته و مشروع می دانیم تا جایی که اصول و ارزش های اسلامی مخدوش نشود که این مردم سالاری دینی است.

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم می گوید: بنابراین ما لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراسی و در نظام جمهوری اسلامی ایران هم مردم سالاری دینی داریم و در حقیقت مردم سالاری دینی یکی از مدل های دموکراسی است.

وی به اختلافات و تفاوت های لیبرال دموکراسی و نظام سیاسی شیعه در عصر غیبت به عنوان مردم سالاری دینی هم اشاره کرد و گفت: در لیبرال دموکراسی، انسان فردی مختار و خود آئین شناخته شده در حالی که در مردم سالاری دینی، انسان عبدا... و بنده خداست و نگاه به انسان به تفکر اسلامی و عبودیت است.

لیبرال دموکراسی به آحاد جامعه به عنوان فرد صاحب حقوق نگاه می کند و انسان برابر با فرد صاحب حقوق می باشد و نظام سیاسی نظامی است که پاسدار حقوق فردی افراد است در حالیکه در مردم سالاری دینی و انسان شناختی اسلامی، انسان حقوق داشته ولی صرفاً به عنوان صاحب حقوق به او نگاه نشده و به عنوان موجودی با ظرفیت های اخلاقی، معنوی و... است که می تواند در کنار سعادت مادی، سعادی اخروی داشته باشد.

تفاوت بعدی آن است که از نظر تفکر لیبرال دموکراسی، شئون انسان من جمله سیاست و اداره جامعه باید سکولار باشد و لیبرال دموکراسی مدافع آن است درحالی که ما در مردم سالاری دینی به هیچ عنوان سکولار را به رسمیت نشناخته و به عقلانیت موحدانه نه عقلانیت سکولار معتقدیم و تفاوت دیگر نگاه به آزادی هاست که در لیبرال دموکراسی، آزادی های فردی ارزش بنیادی و نهایی به شمار رفته، در حالی که در منطق اسلامی، آزادی های فردی، بنیادی نیست و پنجمین تفاوت اینکه لیبرال دموکراسی در بستر تاریخی در جریان اصلی خود به عدالت باورمند نیست در حالی که در تفکر اسلامی، در رأس اهداف اجتماعی انبیاء، قسط و عدل بوده و عدالت بسیار مهم است.

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم که در سالن اهلبیت (علیهم السلام) سخن می گفت افزود: در جامعه لیبرال ما نظام سرمایه داری داریم که اقتصاد در آنها رقابتی است و در این میان عده ای برنده و عده دیگری بازنده هستند و بسیاری از لیبرال ها می گویند عدالت اجتماعی، راهزنی است و آن را قبول ندارند. البته عدالت با عدالت اجتماعی تفاوت دارد و هیچ کس در جهان نیست که عدالت را ارزش نداند اما بسیاری انسان های لیبرال هستند که عدالت اجتماعی را قبول ندارند.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
قرن پانزدهم
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها