کد خبر: ۱۸۴۹۷۷
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۳

نصف جهان: انگشتر عقیق حاج قاسم سلیمانی در روزهای قبل و پس از شهادتش مورد توجه دوستداران این شهید بزرگوار بود.

در تصاویری که از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی وجود دارد، همواره انگشتری عقیق با نگین بزرگ در دستش دیده می‌شود که پس از ترور او در فرودگاه بغداد نیز تصاویری از این انگشتر در فضای مجازی دست به دست شد. سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری، فرمانده سابق سپاه در برنامه‌ای تلویزیونی که بعد از ترور شهید سلیمانی پخش شد اظهار داشت: دست نازنین حاج قاسم سلیمانی که ظاهراً از بدن مطهرشان سالم مانده در عملیات طریق القدس ترکش خورده بود.

اما سردار سلیمانی در ویدیویی راز اینکه چرا این انگشتر همیشه در سفر‌های جنگی در دستش بوده است را بیان می‌کند. این انگشتر هدیه رهبر انقلاب به سردار سلیمانی است که سال هاآرزوی داشتن آن را داشته است.

شهید سلیمانی درباره این انگشتر گفته است: سال 2000 وقتی جنوب لبنان آزاد شد با جمع فرماندهان حزب ا... لبنان خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. آقا تجلیل کردند و به عنوان تقدیر به هر کس چیزی اهدا کردند. به آقای سید حسن نصرا...انگشتر خودشان را دادند که آیه مبارکه آیت الکرسی روی آن نقش بسته بود. به من هم نشان یا درجه دادند. من گفتم ای کاش آقا به من هم انگشتر می دادند. گفتم اگر من طلب کنم خودم گرفته ام اما اگر خودشان به من دادند یعنی من را لابق دانسته اند. آن روز من چیزی نگفتم. 6 سال بعد وقتی از لبنان برگشتم رفتم خدمت ایشان. سران قوا هم بودند. گزارش جنگ 33 روزه را دادم. بعد از جلسه مرا بغل کردند و بوسیدند و انگشترشان را دست من کردند.گفتم من 6 سال در انتظار بودم....     

یوسف افضلی یکی از دوستان نزدیک سردار سلیمانی که امروز معاون ستاد بازسازی عتبات است، هم درباره این انگشتر و اهمیت آن برای حاج قاسم می‌گوید: یکی از دوستان مشترک ما که عقد اخوت با سردار بسته بود، خاطره‌ای برایم تعریف کرد که فهمیدم رمز سالم ماندن دست و انگشتر او در جریان شهادت چه بوده است.

افضلی می گوید: آقای خالقی بچه زرند کرمان است که حدود 30 سال پیش با سردار سلیمانی عقد اخوت بستند. ایشان اکنون در قم زندگی می‌کند. حاج قاسم قبل از شهادت با آقای خالقی تماس می‌گیرد تا با هم به زیارت بروند. آقای خالقی تعریف می‌کرد، رفتیم قم و حاج قاسم حرم حضرت معصومه (س) را زیارت کرد و بین خادمان نشست و به گفت‌وگو پرداخت. بعد به سمت خانه رفتیم و دم در، یکی را که به زبان عربی صحبت می‌کرد، در آغوش گرفت که متوجه نشدم چه گفتند و بعد از صحبت یک انگشتر که در انگشت کوچکش بود، به آن فرد داد. بعد که می‌خواست به تهران برود گفتم من تا میدان 72 تن می‌آیم که اصرار کرد و گفت: نه، خودم تنها می‌روم، اما من اصرار کردم تا ایشان را همراهی کنم. تا اینکه تا تهران با هم آمدیم. در مسیر تهران به من گفت که خیلی با این انگشتر نماز شب خوانده‌ام، اگر اتفاقی برایم افتاد این انگشتر را در قبرم بگذارید. آقای خالقی می‌گفت که رمز اینکه دست با انگشتر ماند، شاید همین علاقه وی بود.

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
قرن پانزدهم
پربیننده ترین
آخرین اخبار
پرطرفدارها