کد خبر: ۲۴۹۰۳۷
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۴۰۱ - ۰۸:۴۷

مرضیه غفاریان: 22 میلیارد؟ 25 میلیارد؟ 27 میلیارد؟ نبود؟ 20 میلیارد... فروخته شد...، این نه مبلغ فروش بزرگ ترین الماس دنیا در حراج کریستی است و نه به مزایده گذاشتن یک تابلوی عتیقه ارزشمند در حراجی آثار هنری. 20 میلیارد تومان مبلغ نهایی قرارداد یک بازیکن لیگ برتری برای یکسال است. اینکه با این پول هنگفت در این وانفسای اقتصادی کشور چه کارها که می شود انجام داد موضوع بحث ما نیست اما اینکه چطور ارزش یک نفر در فوتبال ما یک مرتبه تا این حد بالا می رود جای بسی سئوال و شگفتی است!

حتی با در نظر گرفتن آپشن های خاص این فوتبالیست باز هم نمی توان او را لقمه چندان دندانگیری به حساب آورد که چند تیم لیگ برتری با سر و دست شکستن برای خرید او موجب شوند قیمتش در بازار نقل و انتقالات به شکل کاذبی نجومی شود.

سعید صادقی اگرچه با 14 پاس گل موفق شد عنوان مهندس لیگ بیست و یکم را از آن خود کند و با تأثیرگذاری روی 20 گل بهترین بازیکن این فصل هم شناخته شده است اما همه اینها هم رقم زیادی که قرار است پرسپولیس برای یک فصل به او پرداخت کند را توجیه نمی کند. همینطور 20 میلیاردی که گفته شده به سرمربی او در این تیم بابت هدایت سرخپوشان در فصل بیست و دوم پرداخت می شود هم قابل پذیرش نیست.

این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که چنین پول های هنگفتی در فوتبال به ظاهر حرفه ای ما رد و بدل می شود و آب از آب هم تکان نمی خورد. همین فصل و در همین فوتبال ایران دو همقطار دیگر یحیی گل محمدی نیز قراردادهای ۲۱ میلیارد تومانی و ۱۸ میلیارد تومانی با تیم های لیگ برتری امضا کرده‌اند و صدای کسی هم در نیامده است. اما نکته مهم آنجاست که آیا جیب باشگاه های ما جوابگوی این خاصه ولخرجی های میلیاردی هستند؟ آیا ساختار باشگاه های ما به اندازه ای حرفه ای شده که منابع مالی آن از عهده این بریز و بپاش ها برآیند؟

سابقه نشان می دهد که جواب این سئوالات منفی است. تابوده اکثر باشگاه های لیگ برتری ما هشتشان گروی نُهشان بوده و معمولاً در پرداخت این قراردادهای سنگین با مشکل رو به رو شده اند و کار به کشمکش رسانه ای و دادگاه و... کشیده شده و در نهایت یا فدراسیون به داد آنها رسیده یا یک هوادار متمول.

 جالب آنجاست که مسببان اصلی به وجود آمدن این بلبشوی نقل و انتقالاتی خودشان جزو اولین شاکیان از این اوضاع می شوند. کافی است ماهی کوچکی که در نبود شاه ماهی در لیگ برتر فرصت عرض اندام و پادشاهی کردن یافته و مدام به مدد ایجنت خود، قیمتش را بالاتر برده، پس از مذاکره با چند تیم متعدد توسط تیم ثالثی تور شود، آن وقت است که صدای اعتراض خریداران رودست خورده گوش فلک را کر می کند که ارزش این شکار که از دست آنها بُرخورده و در دام حریف افتاده بسیار بسیار کمتر از چیزی بوده که به ازای صیدش به او پرداخت شده و فلان و بهمان. «آلزایمر» هم نقطه مشترک همه این از قافله جامانده هاست. آنها به کل فراموش می کنند همانها بوده اند که تا پیش از آن با تقلا برای انفجار بمب نقل و انتقالاتی در تیم خود، در دادوستد این بازیکن با مدیربرنامه هایش مدام روی نرخ او می گذاشتند بلکه رضایتش را کسب کنند و تنها چیزی که آن زمان برایشان محلی از اعراب نداشت همانا ارزش واقعی بازیکن مذکور بود.

نکته طنز ماجرا هم آنجاست که همان بازیکن که دست در دست ایجنتش از این باشگاه به آن باشگاه مدام در رفت و آمد و چانه زنی بود پس از آنکه چکش حراجش به نام یک تیم زده شد، هنوز امضای پای قرارداد کذایی اش خشک نشده می گوید به آرزوی چندین ساله اش رسیده است!

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
شماره پیامک:۳۰۰۰۷۶۴۲ شماره تلگرام:۰۹۱۳۲۰۰۸۶۴۰
خبر کوتاه
پربیننده ترین
ویدئو
آخرین اخبار
پرطرفدارها